بازآفرینی فرایند یادگیری در مدرسه هوشمند؛ تحلیل ظرفیت های هوش مصنوعی برای شخصی سازی آموزش و کاهش نابرابری های آموزشی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 88
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS05_1362
تاریخ نمایه سازی: 16 مهر 1405
چکیده مقاله:
ورود هوش مصنوعی به عرصه آموزش، الگوی سنتی ارائه محتوا و تعامل میان معلم و دانش آموز را با تغییرات بنیادین مواجه کرده است. فناوری های هوشمند با قابلیت تحلیل داده های آموزشی، شناسایی تفاوت های فردی و ارائه بازخورد متناسب، این امکان را فراهم می کنند که فرایند یادگیری از الگوی یکسان و عمومی به سوی تجربه ای منعطف تر و متناسب با نیازهای دانش آموزان حرکت کند. با این حال، تحقق چنین ظرفیتی در مدارس صرفا یک مسئله فناورانه نیست و با عواملی همچون دسترسی نابرابر به امکانات، زمینه فرهنگی خانواده ها، آمادگی معلمان و پیامدهای روان شناختی استفاده از فناوری پیوند دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ظرفیت ها و محدودیت های به کارگیری هوش مصنوعی در شخصی سازی آموزش و بررسی نقش آن در کاهش یا تشدید نابرابری های آموزشی انجام شد.پژوهش با رویکرد آمیخته انجام گرفت. در بخش کمی، دیدگاه ۲۰۰ دانش آموز درباره تجربه یادگیری مبتنی بر فناوری و ادراک آنان از فرصت های آموزشی بررسی شد و در بخش کیفی، دیدگاه ۱۵ معلم درباره پیامدهای آموزشی، فرهنگی و روان شناختی استفاده از ابزارهای هوشمند از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد تحلیل قرار گرفت. داده های گردآوری شده در دو بخش با روش های متناسب تحلیل و نتایج آن ها در کنار یکدیگر تفسیر شد.یافته ها نشان داد هوش مصنوعی، در صورت استفاده هدفمند، می تواند با تشخیص تفاوت های فردی، تنظیم سطح دشواری فعالیت ها، ارائه بازخورد سریع و ایجاد مسیرهای متنوع یادگیری، زمینه مشارکت و دسترسی بیشتر دانش آموزان به فرصت های آموزشی را فراهم سازد. در مقابل، ضعف زیرساخت های دیجیتال، تفاوت در دسترسی خانوارها به فناوری و نابرابری در سواد دیجیتال می تواند موجب شود مزایای آموزش هوشمند برای همه دانش آموزان به یک اندازه قابل دستیابی نباشد. از سوی دیگر، معلمان بر اهمیت حفظ تعامل انسانی، تقویت تفکر مستقل و جلوگیری از وابستگی دانش آموزان به پاسخ های تولیدشده توسط سامانه های هوشمند تاکید داشتند.برآیند پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی به خودی خود تضمین کننده عدالت آموزشی نیست؛ بلکه نحوه طراحی، توزیع و استفاده از آن تعیین می کند که این فناوری به ابزاری برای گسترش فرصت های یادگیری تبدیل شود یا به عاملی برای بازتولید شکاف های موجود. بنابراین، حرکت به سوی مدرسه هوشمند نیازمند سیاست گذاری هم زمان در حوزه زیرساخت، توانمندسازی معلمان، سواد هوش مصنوعی، حمایت از گروه های کم برخوردار و صیانت از تعاملات انسانی در فرایند تربیت است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهناز بکرانی بالایی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
بهاره رحمانی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
فاطمه امیدی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
لیلا عارفی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
مینا رضایی کهنی ژاله
دبیر رسمی آموزش و پرورش