چگونه توانستم با استفاده از مسائل و پدیده های واقعی زندگی روزمره، ارتباط دانش آموزان با درس علوم تجربی را افزایش دهم!؟
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 62
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS05_1164
تاریخ نمایه سازی: 16 مهر 1405
چکیده مقاله:
آموزش و پرورش یکی از مهم ترین ارکان پیشرفت هر جامعه ای است و در این میان، نقش معلمان به عنوان هدایت گر دانش آموزان در مسیر یادگیری، بی شک تعیین کننده است. درس علوم تجربی در مقطع متوسطه اول، درسی است که قرار است پایه های تفکر علمی، پرسشگری و تحلیل پدیده های طبیعی را در ذهن نوجوانان بنیاد نهد. با این حال، بسیاری از معلمان علوم تجربی با چالشی بزرگ روبه رو هستند: بی انگیزگی و بی ارتباطی دانش آموزان با این درس.اینجانب، نسرین سلطانی فارسانی، آموزگار علوم تجربی در پایه متوسطه اول در شهر فارسان، استان چهارمحال و بختیاری، در طول سال های تدریس خود متوجه شدم که بخش قابل توجهی از دانش آموزان کلاس من، به جای کنجکاوی و علاقه مندی به یادگیری مفاهیم علمی، احساس خستگی، بی علاقگی و حتی نفرت از این درس را دارند. این بی علاقگی خود را در کاهش مشارکت در کلاس، افت نمرات، و بیان جملاتی مانند «این درس برای زندگی ما فایده ای ندارد» یا «چرا باید این مطالب را حفظ کنیم؟» نشان می داد.بررسی دقیق تر این مسئله من را به این نتیجه رساند که ریشه اصلی مشکل، فاصله گذاری بین مفاهیم انتزاعی کتاب درسی و زندگی واقعی دانش آموزان است. دانش آموزان نمی توانند کاربرد عملی مفاهیمی مانند نیرو، انرژی، اکوسیستم، یا سیستم گوارش را در زندگی روزمره خود ببینند. وقتی دانش آموزی نمی فهمد که چرا باید درباره چرخه آب یا فشار هوا یاد بگیرد، طبیعتا انگیزه ای برای یادگیری ندارد.اینجانب تصمیم گرفتم با استفاده از مسائل و پدیده های واقعی زندگی روزمره، پل ارتباطی بین کتاب درسی و دنیای واقعی دانش آموزان را بسازم. هدف من این بود که نشان دهم علوم تجربی نه یک مجموعه فرمول و تعریف خشک، بلکه ابزاری برای فهمیدن و حل مشکلات روزمره است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
نسرین سلطانی فارسانی
کارشناسی علوم تجربی و بهداشت