مدرسه ای که آینده را می سازد؛ نقش خلاقیت، فناوری و مدیریت در تحول آموزش هنرستانی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 105
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS05_1062
تاریخ نمایه سازی: 16 مهر 1405
چکیده مقاله:
در عصر انقلاب صنعتی چهارم و با نفوذ گسترده ی هوش مصنوعی، رباتیک و اتوماسیون پیشرفته در فرآیندهای تولید، نظام های آموزشی سنتی با چالش های جدی مواجه شده اند. هنرستان ها به عنوان پل ارتباطی مستقیم میان آموزش و بازار کار، بیش از هر بخش دیگری از نظام آموزشی نیازمند بازنگری بنیادین در رویکردهای آموزشی خود هستند. هدف از مقاله حاضر، بررسی و تبیین نقش سه رکن بنیادین خلاقیت، فناوری و مدیریت تحول گرا در تحول آموزش هنرستانی و شناسایی راهکارهایی برای تبدیل این مراکز به «مدرسه هایی که آینده را می سازند» است. مقاله حاضر از نظر هدف، کاربردی-پژوهشی و از نظر روش، از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد مروری و کتابخانه ای است. نتایج به دست آمده نشان داد: نخست، خلاقیت در آموزش هنرستانی فراتر از یک ویژگی فردی، به عنوان شایستگی قابل آموزش عمل می کند که هنرجو را از یک اپراتور کورکورانه به یک فکرکننده ی فنی و طراح راهکارهای نوآورانه تبدیل می نماید و مستلزم تغییر در نظام ارزشیابی از «پاسخ درست و غلط» به «کیفیت فرآیند تفکر و خلاقیت در ارائه ی راه حل» است. دوم، فناوری های نوین از جمله واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و هوش مصنوعی، با فراهم آوردن امکان شبیه سازی امن، شخصی سازی مسیر یادگیری و هم گام سازی آموزش با پیشرفت های صنعتی، مرزهای سنتی کارگاه فنی را بازتعریف کرده و پل ارتباطی میان کارگاه سنتی و کارخانه ی هوشمند آینده را می سازند. سوم، مدیریت تحول گرا به عنوان محور هماهنگ کننده، با سرمایه گذاری هوشمند در سرمایه ی انسانی، ایجاد شبکه های زنده ی همکاری با صنعت، طراحی تیم های بین رشته ای و پرورش فرهنگ سازمانی نوآورانه، زمینه ی هم افزایی خلاقیت و فناوری را فراهم می آورد و مدرسه را از یک نهاد کهنه به یک بستر پویای آینده سازی تبدیل می کند. در نتیجه تحول بنیادین در آموزش هنرستانی، در گرو هم افزایی عمیق و ساختاری سه گانه ی خلاقیت، فناوری و مدیریت است؛ خلاقیت جهت و هویت، فناوری ابزار و سرعت، و مدیریت بستر و ثبات را تضمین می نماید. این فرآیند، یک پروژه ی یک باره و صرفا مالی نیست، بلکه مسیری تدریجی، مشارکتی و فرهنگ محور است که نیازمند تعهد هم زمان تصمیم گیران، مدیران، معلمان، هنرجویان و صنعت می باشد. هنرستان هایی که این سه رکن را به شکل یکپارچه در چارچوب یک چشم انداز آینده نگرانه پیاده سازی کنند، قادر خواهند بود نیروی انسانی خلاق، توانمند و رقابت پذیر اقتصاد دانش بنیان و صنعت را تربیت نمایند.
کلیدواژه ها:
تحول آموزش هنرستانی ، خلاقیت در آموزش فنی و حرفه ای ، فناوری در آموزش مهارتی ، مدیریت تحول گرا ، آموزش آینده محور
نویسندگان
الهه عباس زاده
کارشناسی ارشد کامپیوتر
مریم افشار
کارشناسی پرستاری
عذرا رستمی
کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق
محبوبه تاجی نصرآبادی
کارشناسی ارشد کامپیوتر