در محیط های پویای کسب وکار، به ویژه
نظام مالی ایران که تحت تاثیر تحریم های بین المللی، نوسانات اقتصادی و تحولات فناورانه قرار دارد، مفروضات راهبردی به سرعت فرسوده یا نامعتبر می شوند. این مفروضات، بنیان های شناختی برنامه ریزی راهبردی، مبنای شکل گیری و اجرای استراتژی ها هستند و بی توجهی به پایش و بازبینی آن ها می تواند به انحراف راهبردی و کاهش اثربخشی تصمیمات منجر شود. پیشینه موجود فاقد چارچوب های بومی برای کنترل مفروضات در چنین شرایطی است و مطالعات داخلی بیشتر بر الگوهای رسمی و محیط های باثبات تمرکز داشته اند. این پژوهش با هدف ارائه الگوی مفهومی بومی برای
کنترل مفروضات راهبردی در
نظام مالی ایران انجام شد. مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی در دو مرحله صورت گرفت: در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه با ۲۰ خبره مالی گردآوری و تحلیل شد. در بخش کمی نیز مولفه ها و روابط ساختاری با مشارکت گروه ۱۵ نفره خبرگان و روش
دلفی فازی اعتبارسنجی و سپس با
نگاشت شناختی فازی شبیه سازی شد. یافته ها شش مولفه اصلی را شناسایی کرد: آشکارسازی مفروضات، رصد محیطی و تشخیص نشانه ها، پیش بینی و پایش مستمر، ارزیابی اعتبار مفروضات و بازخورد، یادگیری سازمانی و حافظه نهادی، و تصمیم گیری تطبیقی. نتایج
دلفی فازی تاییدکننده همه مولفه ها بود و
نگاشت شناختی فازی هفت رابطه علی موثر را آشکار ساخت. نهایتا الگوی چرخه یادگیرنده نیمه رسمی پیشنهاد شد که می تواند تاب آوری تصمیم گیری راهبردی را در شرایط نامطمئن افزایش دهد.