نظریه تصویب و تخطئه افزون بر آثار و نتایجی که در علم فقه و دانش کلام بر جای می گذارد، پیامدهای مهمی در حوزه های دیگر از جمله حوزه اجتماعی به همراه دارد. یکی از مهم ترین پیامدهای اجتماعی این دو نظریه که کمتر به آن توجه شده است، در تقریب و همگرایی پیروان ادیان الهی و مذاهب اسلامی است. پذیرش هر کدام از دو نظریه، رویکرد خاصی را در مسئله پیوند و
همگرایی دینی ایجاب می کند که از نیازهای ضروری هر عصر و زمان به ویژه عصر کنونی است. تقریب و حل اختلاف میان مذاهب یکی از دغدغه های هر مسلمان خردمند است و محقق بر آن است که این مهم را از طریق تخطئه و تصویب نتیجه گیری کند؛ ازاین رو در نوشتار حاضر با روش کتابخانه ای و رویکرد تحلیلی - توصیفی تلاش شده است ابتدا معرفی اجمالی از هر دو نظریه ارائه شود، سپس به طور خاص، آثار و پیامدهای پذیرش
نظریه تخطئه در حوزه
همگرایی دینی نقد و بررسی می گردد. برای رسیدن به این هدف، توجه ویژه ای به دیدگاه عبیدالله بن حسن عنبری از فقیهان قرن دوم و بشر بن قیاس مریسی، فقیه و متکلم قرن سوم انجام گرفته است؛ چراکه دیدگاه آنها به گونه برجسته تری آثار تصویب و تخطئه را در تعامل با پیروان ادیان و مذاهب دیگر برجسته می کند. در نهایت ضمن معرفی ظرفیت ها و چالش های
نظریه تخطئه در حوزه تقریب و همگرایی پیروان ادیان الهی و مذاهب اسلامی، این نتیجه به اثبات می رسد که پذیرش نظریه تخطئه، بنیانی نظری فراهم می آورد که بر اساس آن تکفیر، تفسیق و نفی دیگری جایز می شود؛ به همین دلیل نظریه تخطئه، تهدیدی بالقوه در حوزه پیوند ادیان و مذاهب شناخته می شود. در مقابل،
نظریه تصویب به دلیل پذیرش تکثر آرای مجتهدان، زمینه بیشتری برای پذیرش دیگری و تعامل سازنده با پیروان ادیان و مذاهب فراهم می آورد.