مسئولیت مدیر تصفیه در برابر شرکا و طلبکاران؛ تحلیل فقهی حقوقی بر مبنای قاعده لاضرر، قاعده اتلاف و تسبیب
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 2
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NWASTIR01_190
تاریخ نمایه سازی: 14 مهر 1405
چکیده مقاله:
انحلال شرکت تجاری، اگرچه به حیات حقوقی شرکت در قالب فعالیت عادی پایان می دهد، به معنای زوال فوری شخصیت حقوقی و تعهدات آن نیست؛ بلکه شرکت وارد مرحله ای می شود که هدف اصلی آن تعیین تکلیف دارایی ها، وصول مطالبات، پرداخت دیون و در نهایت تقسیم دارایی باقی مانده میان صاحبان حق است. در این مرحله، مدیر تصفیه به عنوان شخصی که اداره امور شرکت منحله و انجام تشریفات تصفیه را بر عهده دارد، نقشی اساسی در حمایت از حقوق طلبکاران و شرکا ایفا می کند. ازاین رو، هرگونه بی احتیاطی، قصور، تقصیر یا اقدام خلاف قانون مدیر تصفیه می تواند موجب ورود خسارت به اشخاص ذی نفع و در نتیجه طرح بحث مسئولیت مدنی وی شود. مسئله اساسی پژوهش حاضر آن است که مبنای مسئولیت مدیر تصفیه در برابر شرکا و طلبکاران چیست و قواعد فقهی لاضرر، اتلاف و تسبیب تا چه اندازه می توانند مبنای تحلیل این مسئولیت قرار گیرند؟پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع فقه امامیه، قانون تجارت، قانون مدنی و ادبیات حقوقی، جایگاه و حدود مسئولیت مدیر تصفیه را بررسی می کند. در حقوق ایران، مقررات مربوط به تصفیه، وظایف و اختیارات مدیر تصفیه را در چارچوب مقررات قانون تجارت مشخص کرده اند و در موارد سکوت یا ابهام، قواعد عمومی مسئولیت مدنی قابلیت استناد دارند. از منظر فقهی نیز قاعده لاضرر، با نفی ضرر ناروا، می تواند مبنایی برای جلوگیری از تضییع حقوق طلبکاران و شرکا باشد؛ قاعده اتلاف در مواردی که رفتار مستقیم مدیر تصفیه موجب از بین رفتن مال یا حق مالی شرکت یا اشخاص شود، قابلیت استناد دارد و قاعده تسبیب نیز در مواردی که مدیر تصفیه با ایجاد زمینه یا سبب عرفا موثر، موجب ورود خسارت گردد، نقش تعیین کننده ای در احراز ضمان خواهد داشت. در تحلیل رابطه میان این قواعد، صرف ورود زیان برای تحقق مسئولیت کافی نیست، بلکه باید فعل یا ترک فعل زیان بار، قابلیت انتساب خسارت و رابطه سببیت میان رفتار مدیر تصفیه و زیان وارده احراز شود. پژوهش نشان می دهد که مسئولیت مدیر تصفیه را نمی توان صرفا بر مبنای عنوان مدیریتی وی یا صرف تحقق خسارت استوار کرد؛ بلکه مسئولیت وی حسب مورد می تواند قراردادی، قانونی یا قهری باشد و معیار تشخیص آن، نوع رابطه حقوقی مدیر تصفیه با شرکت، شرکا و طلبکاران و نیز ماهیت رفتار زیان بار است. بر این اساس، تفسیر هماهنگ قواعد قانون تجارت با اصول فقهی لاضرر، اتلاف و تسبیب می تواند به تقویت حمایت حقوقی از طلبکاران و شرکا و افزایش پاسخگویی مدیران تصفیه منجر شود.
نویسندگان
محمد علی احمدی پور
دکتری تخصصی حقوق خصوصی تهران مرکزی
مهشاد یعقوبی
دانشجوی دکتری فقه و حقوق اسلامی