بررسی چالش های معلمان در آموزش دانش آموزانی با الگوهای متفاوت دریافت و پردازش اطلاعات
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_4205
تاریخ نمایه سازی: 13 مهر 1405
چکیده مقاله:
کلاس درس محیطی ناهمگون است که در آن دانش آموزان، حتی در صورت برخورداری از سن، برنامه درسی و شرایط آموزشی مشابه، اطلاعات را با سرعت، دقت و راهبردهای یکسان دریافت و پردازش نمی کنند. تفاوت در دانش پیشین، ظرفیت حافظه کاری، توجه، سرعت پردازش، توانایی ایجاد ارتباط میان بازنمایی های کلامی و دیداری، راهبردهای شناختی و فراشناختی و میزان آمادگی برای سازمان دهی اطلاعات، موجب می شود یک شیوه تدریس واحد برای همه یادگیرندگان پیامد یکسانی نداشته باشد. مسئله اساسی برای معلم، صرفا شناسایی تفاوت میان دانش آموزان نیست؛ بلکه تبدیل این شناخت به تصمیم های آموزشی عملی، بدون گرفتار شدن در طبقه بندی های ساده انگارانه و برچسب گذاری یادگیرندگان است.پژوهش حاضر با هدف بررسی چالش های معلمان در آموزش دانش آموزانی با الگوهای متفاوت دریافت و پردازش اطلاعات و تبیین راهکارهای آموزشی متناسب با این ناهمگونی انجام شده است. روش پژوهش، مروری تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع علمی فارسی و انگلیسی مرتبط با تفاوت های فردی، حافظه کاری، پردازش اطلاعات، بار شناختی، راهبردهای یادگیری، یادگیری چندرسانه ای و آموزش شخصی سازی شده است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که تفاوت در پردازش اطلاعات را نمی توان به یک مفهوم ساده مانند «سبک یادگیری» فروکاست. شواهد علمی درباره ترجیحات یادگیری با شواهد مربوط به اثربخشی آموزش متناسب با یک سبک ثابت تفاوت دارد و استفاده افراطی از برچسب هایی مانند «دیداری» یا «شنیداری» می تواند تصمیم آموزشی را از شواهد معتبر دور کند. در مقابل، توجه انعطاف پذیر به ظرفیت حافظه کاری، دانش پیشین، میزان پیچیدگی اطلاعات، راهبردهای یادگیری و شیوه های مختلف بازنمایی محتوا می تواند مبنای علمی تری برای طراحی آموزش فراهم سازد.نتایج نشان می دهد مهم ترین چالش معلم در این زمینه، مدیریت هم زمان تنوع شناختی، محدودیت زمان، تعداد دانش آموزان، الزامات برنامه درسی، طراحی فعالیت های چندسطحی و انتخاب حجم و شکل مناسب اطلاعات است. بر این اساس، استفاده هدفمند از بازنمایی های کلامی و دیداری، قطعه بندی محتوا، فعال سازی دانش پیشین، آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی، فرصت دادن برای بازیابی اطلاعات، تنوع در شیوه های مشارکت و ارزشیابی تکوینی می تواند به کاهش شکاف میان شیوه ارائه محتوا و ظرفیت پردازش دانش آموزان کمک کند. در نهایت، آموزش پاسخ گو به تفاوت های شناختی نه به معنای طراحی یک برنامه جداگانه برای هر دانش آموز، بلکه به معنای ساختن محیطی انعطاف پذیر است که در آن موانع غیرضروری پردازش کاهش یابد و فرصت های متنوعی برای فهم، تمرین، بازنمایی و بیان یادگیری فراهم شود.
نویسندگان
مریم پوروحید
هنرستان دخترانه حضرت مریم شاهین شهر