بررسی نقش معلم در طراحی مسیرهای یادگیری انعطاف پذیر برای دانش آموزان دارای نیازهای آموزشی متفاوت

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_4176

تاریخ نمایه سازی: 13 مهر 1405

چکیده مقاله:

تنوع موجود در ویژگی های شناختی، عاطفی، اجتماعی، زبانی، انگیزشی و توانایی های تحصیلی دانش آموزان، الگوی آموزش یکسان و مبتنی بر «میانگین کلاس» را با محدودیت های جدی مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، طراحی مسیرهای یادگیری انعطاف پذیر به عنوان رویکردی برای پاسخ گویی به تفاوت های یادگیرندگان، مستلزم بازاندیشی در نقش حرفه ای معلم است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش معلم در طراحی مسیرهای یادگیری انعطاف پذیر برای دانش آموزان دارای نیازهای آموزشی متفاوت و تبیین مولفه های حرفه ای، آموزشی و تصمیم گیری مورد نیاز برای تحقق این رویکرد است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، مروری تحلیلی است و با بررسی و ترکیب یافته های پژوهش های فارسی و انگلیسی مرتبط با آموزش فراگیر، آموزش افتراقی، یادگیری شخصی سازی شده، طراحی همگانی برای یادگیری و نقش حرفه ای معلم انجام شده است. تحلیل منابع نشان می دهد که مسیر یادگیری انعطاف پذیر به معنای ارائه برنامه ای کاملا جداگانه برای هر دانش آموز نیست، بلکه به معنای ایجاد امکان دسترسی دانش آموزان به اهداف مشترک از مسیرهای آموزشی متنوع است. در این چارچوب، معلم از مجری یک برنامه درسی ثابت به طراح، تسهیلگر، ناظر و تنظیم کننده مسیر یادگیری تبدیل می شود. شناسایی تفاوت های یادگیرندگان، طراحی گزینه های متنوع برای دریافت محتوا، انتخاب فعالیت و نحوه ابراز یادگیری، استفاده از ارزشیابی تکوینی، تنظیم سطح حمایت، فراهم سازی فرصت انتخاب، سازمان دهی گروه های انعطاف پذیر و همکاری با خانواده و متخصصان از مهم ترین نقش های معلم در این فرایند محسوب می شوند. یافته های پژوهش همچنین نشان می دهد که انعطاف پذیری آموزشی زمانی اثربخش است که بر مبنای اهداف یادگیری روشن، شواهد معتبر درباره پیشرفت دانش آموز و طراحی قبلی فعالیت ها صورت گیرد و به کاهش انتظارات آموزشی یا حذف چالش های شناختی منجر نشود. بنابراین، طراحی مسیرهای یادگیری انعطاف پذیر را باید نه مجموعه ای از تکنیک های پراکنده، بلکه بخشی از شایستگی حرفه ای معلم در کلاس های ناهمگون دانست. تحقق این رویکرد نیازمند توسعه حرفه ای معلمان، بازطراحی ارزشیابی، انعطاف در برنامه ریزی آموزشی، دسترسی به منابع متنوع و شکل گیری فرهنگ مدرسه ای حمایت کننده از تفاوت های یادگیرندگان است.

نویسندگان

مهوش ارجمندیار

فوق دیپلم فقه و حقوق ،شاغل درآموزش و پرورش تهران منطقه ی ۸،مقطع متوسطه ی اول دخترانه ی امیدانقلاب