بررسی نقش معلم در تفسیر داده های یادگیری دانش آموزان و تبدیل داده های آموزشی به تصمیم های تربیتی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_4174
تاریخ نمایه سازی: 13 مهر 1405
چکیده مقاله:
گسترش ابزارهای سنجش، سامانه های مدیریت یادگیری، ارزشیابی های تکوینی، پرونده های آموزشی و فناوری های تحلیل یادگیری، حجم و تنوع داده های مربوط به فرایند یادگیری دانش آموزان را به طور چشمگیری افزایش داده است. با وجود این، دسترسی بیشتر به داده الزاما به معنای تصمیم گیری بهتر تربیتی نیست؛ زیرا داده آموزشی در شکل خام خود فاقد معنای تربیتی کافی است و برای تبدیل شدن به مبنای عمل حرفه ای، نیازمند تفسیر، زمینه مندشدن و پیوند با دانش تخصصی معلم است. مسئله اساسی آن است که معلم چگونه از مجموعه ای از نمرات، پاسخ های کلاسی، تکالیف، خطاهای یادگیری، میزان مشارکت، الگوهای حضور، بازخوردها و شواهد کیفی، تصویری معنادار از وضعیت یادگیرنده ایجاد می کند و بر اساس آن تصمیم می گیرد که چه چیزی، برای چه کسی، با چه روشی و در چه زمانی باید تغییر کند.مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی به بررسی نقش معلم در زنجیره «داده، تفسیر، قضاوت حرفه ای و تصمیم تربیتی» می پردازد. در این تحلیل، داده آموزشی نه به عنوان حقیقتی مستقل و قطعی، بلکه به عنوان شواهدی ناقص، زمینه مند و قابل تفسیر در نظر گرفته شده است. بر این اساس، نقش معلم از «مصرف کننده داده» به «تفسیرگر حرفه ای شواهد یادگیری» تغییر می کند. تحلیل منابع نشان می دهد که تصمیم تربیتی معتبر زمانی شکل می گیرد که داده های کمی با شواهد کیفی، شناخت معلم از دانش آموز، اهداف برنامه درسی، ویژگی های موقعیتی و قضاوت حرفه ای ترکیب شوند. همچنین مشخص شد که سواد داده ای و سواد سنجشی معلم، توانایی تشخیص کیفیت داده، شناسایی خطاهای اندازه گیری، تشخیص الگوهای معنادار، جلوگیری از برداشت های شتاب زده و انتخاب مداخله متناسب را تقویت می کند.یافته های تحلیلی همچنین نشان می دهد که مهم ترین کارکرد داده های یادگیری، تولید «اقدام آموزشی قابل دفاع» است، نه صرفا تولید گزارش یا طبقه بندی دانش آموزان. در این فرایند، معلم باید بتواند میان نشانه و علت تمایز بگذارد، از تعمیم یک شاخص محدود به کل شخصیت یا توانایی دانش آموز پرهیز کند، داده های متعارض را بررسی کند و تصمیم خود را پس از اجرای مداخله دوباره با شواهد جدید ارزیابی نماید. بنابراین، استفاده اثربخش از داده مستلزم چرخه ای پویا از گردآوری، تفسیر، تصمیم، اقدام، بازخورد و بازنگری است. بر این اساس، توسعه حرفه ای معلمان در حوزه تحلیل داده و ایجاد فرهنگ مدرسه ای مبتنی بر گفت وگوی حرفه ای درباره شواهد یادگیری، از الزامات مهم حرکت به سوی تصمیم گیری تربیتی مبتنی بر شواهد محسوب می شود.
نویسندگان
مهوش ارجمندیار
فوق دیپلم فقه و حقوق ،شاغل درآموزش و پرورش تهران منطقه ی ۸،مقطع متوسطه ی اول دخترانه ی امیدانقلاب