بررسی تاثیر تصمیم گیری مبتنی بر شواهد بر بازطراحی فرایند تدریس و مداخلات آموزشی معلمان
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_4168
تاریخ نمایه سازی: 13 مهر 1405
چکیده مقاله:
تحولات سریع در دانش آموزشی، افزایش تنوع نیازهای یادگیرندگان، گسترش فناوری های آموزشی و دسترسی روزافزون مدارس به داده های یادگیری، ضرورت بازاندیشی در شیوه تصمیم گیری حرفه ای معلمان را افزایش داده است. در چنین شرایطی، تصمیم گیری مبتنی بر شواهد می تواند به عنوان رویکردی برای پیوند دادن دانش پژوهشی، داده های حاصل از فرایند یادگیری، تجربه حرفه ای معلم و ویژگی های زمینه ای دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد. مسئله اساسی آن است که دسترسی به شواهد به تنهایی موجب تغییر در تدریس نمی شود؛ بلکه ارزش واقعی شواهد زمانی آشکار می شود که معلم بتواند آنها را تفسیر کرده، با دانش حرفه ای و شناخت خود از کلاس تلفیق کند و بر اساس آن در اهداف، روش های تدریس، مواد آموزشی، شیوه های ارزشیابی، زمان بندی و مداخلات آموزشی بازنگری کند. مقاله حاضر با رویکرد کتابخانه ای و مروری تحلیلی، ادبیات علمی مرتبط با تصمیم گیری مبتنی بر شواهد، تصمیم گیری داده محور، سواد داده ای معلمان، استفاده از پژوهش در آموزش و طراحی مجدد تدریس را بررسی و ترکیب کرده است. تحلیل منابع نشان می دهد که تصمیم گیری مبتنی بر شواهد در صورتی که به صورت چرخه ای و مسئله محور اجرا شود، می تواند فرایند تدریس را از الگوی ثابت و پیشینی به فرایندی انعطاف پذیر، تشخیصی و پاسخ گو تبدیل کند. در این رویکرد، داده های ارزشیابی و شواهد پژوهشی صرفا برای قضاوت درباره عملکرد دانش آموز یا معلم به کار نمی روند، بلکه به منزله اطلاعاتی برای اصلاح تصمیم های آموزشی مورد استفاده قرار می گیرند. همچنین شواهد نشان می دهد که سواد داده ای، همکاری حرفه ای، حمایت سازمانی، اعتماد به منابع شواهد، زمان کافی برای تحلیل و امکان بازخوردگیری مستمر از شرایط مهم تحقق این رویکرد هستند. یافته های مطالعات جدید نیز بر این نکته تاکید دارند که استفاده موثر از داده باید از مرحله جمع آوری و تفسیر عبور کرده و به تصمیم آموزشی و ارزیابی پیامد آن منجر شود. بنابراین، تصمیم گیری مبتنی بر شواهد را نمی توان صرفا به معنای «استفاده از داده» یا «اجرای یافته های پژوهشی» دانست؛ بلکه باید آن را نوعی ظرفیت حرفه ای برای تبدیل اطلاعات معتبر به اقدام آموزشی متناسب با زمینه تلقی کرد. بر این اساس، بازطراحی تدریس مبتنی بر شواهد زمانی بیشترین ظرفیت را برای بهبود کیفیت آموزش دارد که در چارچوب چرخه ای از تشخیص مسئله، گردآوری و ارزیابی شواهد، تفسیر، طراحی مداخله، اجرا، پایش و بازنگری انجام شود.
نویسندگان
سهیلا نوروزی
آموزش و پرورش اراک