بررسی چالش های معلمان در طراحی موقعیت های ارزشیابی برای سنجش توانایی انتقال آموخته ها به موقعیت های جدید
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_4165
تاریخ نمایه سازی: 13 مهر 1405
چکیده مقاله:
یکی از مسائل اساسی در ارزشیابی آموزشی این است که عملکرد موفق دانش آموز در یک موقعیت آشنا تا چه اندازه می تواند نشان دهنده توانایی او برای استفاده از آموخته ها در موقعیت هایی متفاوت و ناآشنا باشد. بسیاری از شیوه های رایج ارزشیابی، به ویژه هنگامی که بر بازشناسی، یادآوری مستقیم، اجرای الگوریتم های تمرین شده یا حل نمونه های مشابه تمرکز دارند، اطلاعات ارزشمندی درباره میزان یادگیری در همان شرایط فراهم می کنند، اما الزاما نشان نمی دهند که دانش آموز می تواند دانش و مهارت خود را به مسئله ای با ساختار، زمینه، هدف یا سطح پیچیدگی متفاوت منتقل کند. از این منظر، سنجش انتقال یادگیری مستلزم طراحی موقعیت هایی است که در آنها دانش آموز ناگزیر باشد آموخته های قبلی را شناسایی، بازسازمان دهی، تفسیر و متناسب با شرایط جدید به کار گیرد. هدف مقاله حاضر بررسی تحلیلی چالش های معلمان در طراحی چنین موقعیت های ارزشیابی است. این پژوهش با رویکرد کتابخانه ای و روش تحلیل و ترکیب مفهومی منابع علمی انجام شده است. در این تحلیل، انتقال یادگیری به عنوان فرایندی وابسته به دانش پیشین، تشخیص شباهت های عمیق، انعطاف شناختی، انتخاب راهبرد و توانایی تشخیص زمان و شرایط کاربرد آموخته ها در نظر گرفته شده است. یافته های حاصل از بررسی منابع نشان می دهد که مهم ترین چالش های معلمان شامل تفکیک یادآوری از انتقال، ایجاد فاصله مناسب میان موقعیت آموزش و موقعیت ارزشیابی، کنترل دشواری و پیچیدگی موقعیت جدید، طراحی تکالیف معنادار، ایجاد توازن میان اصالت موقعیت و قابلیت نمره گذاری، توجه به فرایند حل مسئله علاوه بر پاسخ نهایی، و ارائه بازخوردی است که دانش آموز را به تحلیل شرایط کاربرد دانش هدایت کند. همچنین مشخص شد که سنجش انتقال را نمی توان به یک آزمون منفرد یا یک سوال دشوار تقلیل داد؛ بلکه نیازمند مجموعه ای از موقعیت های متنوع و شواهد چندگانه از عملکرد است. بر این اساس، طراحی ارزشیابی باید از الگوی «پرسش درباره آنچه آموزش داده شده است» به سمت «فراهم کردن شواهدی از چگونگی استفاده دانش آموز از آنچه آموخته است» حرکت کند. این تغییر، مستلزم پیوند میان طراحی آموزشی، نظریه های یادگیری، ارزشیابی تکوینی و طراحی مبتنی بر شواهد است.
نویسندگان
رضا نانکلی
لیسانس رشته علوم تجربی مدیر دبیرستان متوسطه اول آموزش و پرورش استان همدان آموزش و پرورش شهرستان تویسرکان