بررسی نقش معلم در تبدیل تجربه های روزمره کلاس به فرصت های یادگیری حرفه ای و سازمانی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_4113
تاریخ نمایه سازی: 13 مهر 1405
چکیده مقاله:
کلاس درس صرفا محیطی برای اجرای برنامه درسی و انتقال محتوای آموزشی نیست، بلکه یکی از مهم ترین عرصه های شکل گیری و بازسازی دانش حرفه ای معلمان به شمار می رود. معلم در جریان فعالیت روزمره خود با موقعیت های متنوعی مواجه می شود؛ از پرسش های غیرمنتظره دانش آموزان و تفاوت های فردی گرفته تا موفقیت یا ناکامی یک روش تدریس، تغییر فضای عاطفی کلاس، مشکلات رفتاری، شیوه های متفاوت مشارکت و تصمیم های لحظه ای درباره چگونگی ادامه فرایند آموزش. این موقعیت ها در ظاهر بخشی عادی از زندگی روزمره مدرسه اند، اما در صورت مشاهده دقیق، تامل، تحلیل و گفت وگوی حرفه ای می توانند به منابعی برای یادگیری حرفه ای و در سطح بالاتر، یادگیری سازمانی تبدیل شوند. مسئله اساسی آن است که تجربه به تنهایی الزاما به یادگیری منجر نمی شود و بسیاری از تجربه های ارزشمند معلمان به دلیل نبود فرصت برای بازاندیشی، مستندسازی و اشتراک گذاری در سطح فردی باقی می مانند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش معلم در تبدیل تجربه های روزمره کلاس به فرصت های یادگیری حرفه ای و سازمانی و با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای و تحلیل اسنادی انجام شده است. در این پژوهش، ادبیات مرتبط با یادگیری تجربی، تامل حرفه ای، یادگیری حرفه ای معلمان، اجتماعات یادگیری حرفه ای و یادگیری سازمانی مورد تحلیل و ترکیب قرار گرفته است. یافته های حاصل از تحلیل منابع نشان می دهد که تبدیل تجربه به یادگیری، فرایندی چندمرحله ای است که از مشاهده و تشخیص یک موقعیت آغاز می شود، با تامل و بازاندیشی ادامه می یابد، از طریق گفت وگوی حرفه ای و همکاری گسترش پیدا می کند و در صورت وجود سازوکارهای سازمانی مناسب، می تواند به تغییر در رویه ها، تصمیم ها و فرهنگ حرفه ای مدرسه منجر شود. در این فرایند، معلم تنها مصرف کننده دانش حرفه ای نیست، بلکه می تواند تولیدکننده، تفسیرکننده و انتقال دهنده دانش حاصل از عمل باشد. همچنین، شواهد پژوهشی نشان می دهد که فرصت های یادگیری تعبیه شده در کار، همکاری میان همکاران، بازخورد، تامل و استمرار یادگیری از عناصر مهم توسعه حرفه ای موثر هستند. از سوی دیگر، حمایت مدیریتی، اعتماد سازمانی، زمان اختصاص یافته برای گفت وگوی حرفه ای و وجود اجتماعات یادگیری حرفه ای می تواند انتقال تجربه فردی به دانش جمعی را تسهیل کند. بر این اساس، مدرسه زمانی به سازمانی یادگیرنده نزدیک می شود که تجربه های روزمره کلاس به عنوان داده های ارزشمند حرفه ای تلقی شوند و سازوکارهایی برای تحلیل، اشتراک و تبدیل آنها به دانش قابل استفاده در سطح سازمان وجود داشته باشد.
نویسندگان
هما زنگل گیاه
شاهین شهر،مقطع متوسطه۲،هنرستان انقلاب اسلامی
محبوبه صادقی کاجی
شاهین شهر،مقطع متوسطه۲،هنرستان انقلاب اسلامی
سیما صبوری
شاهین شهر،مقطع متوسطه۲،هنرستان انقلاب اسلامی