بررسی نقش معلم در مدیریت تعارض میان زمان رسمی مدرسه و زمان واقعی موردنیاز برای یادگیری
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_4112
تاریخ نمایه سازی: 13 مهر 1405
چکیده مقاله:
زمان در مدرسه تنها یک چارچوب اداری برای تنظیم ساعت شروع و پایان کلاس ها نیست، بلکه یکی از منابع اساسی فرایند یاددهی یادگیری محسوب می شود. با وجود این، زمان رسمی اختصاص یافته به آموزش الزاما با زمانی که دانش آموز برای فهم، پردازش، تمرین، دریافت بازخورد و تثبیت یک مفهوم نیاز دارد، برابر نیست. همین تفاوت می تواند میان الزامات برنامه رسمی مدرسه و واقعیت یادگیری دانش آموزان نوعی تعارض ایجاد کند؛ تعارضی که معلم در سطح کلاس درس بیش از هر عامل دیگری با آن مواجه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش معلم در مدیریت این تعارض و با روش مطالعه کتابخانه ای و تحلیل اسنادی انجام شده است. در این مطالعه، ادبیات مرتبط با زمان آموزشی، زمان یادگیری تحصیلی، فرصت یادگیری، مدیریت کلاس، کیفیت تدریس و تفاوت های فردی یادگیرندگان مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که زمان رسمی مدرسه را نمی توان معادل زمان واقعی یادگیری تلقی کرد. بخشی از زمان برنامه ریزی شده ممکن است صرف فعالیت های غیرآموزشی، انتقال بین فعالیت ها، مدیریت رفتار یا امور اجرایی شود و حتی زمان باقی مانده نیز در صورتی که دانش آموز از نظر شناختی درگیر فعالیت نباشد، الزاما به یادگیری منجر نمی شود. بنابراین، مسئله اصلی نه صرفا مقدار زمان، بلکه نحوه تبدیل زمان رسمی به فرصت واقعی و باکیفیت یادگیری است.تحلیل منابع نشان می دهد معلم از طریق چند سازوکار اصلی می تواند این فاصله را مدیریت کند: تشخیص مستمر وضعیت یادگیری، تنظیم سرعت تدریس، اولویت بندی اهداف، استفاده از ارزشیابی تکوینی، کاهش زمان های تلف شده، سازمان دهی مناسب انتقال ها، ایجاد فرصت تمرین، ارائه بازخورد، استفاده از گروه بندی انعطاف پذیر و فراهم کردن فرصت های جبرانی. در این چارچوب، مدیریت زمان بخشی از تصمیم گیری حرفه ای معلم محسوب می شود و با مدیریت کلاس و کیفیت تدریس پیوند مستقیم دارد. همچنین شواهد نشان می دهد افزایش زمان آموزش به صورت خطی و خودکار موجب افزایش یادگیری نمی شود؛ زیرا کیفیت استفاده از زمان، میزان درگیری دانش آموز و تناسب فعالیت با نیازهای یادگیری از عوامل تعیین کننده هستند. بر اساس یافته های پژوهش، می توان گفت نقش معلم در مدیریت زمان، ایجاد تعادل میان سه الزام است: «آنچه برنامه درسی می خواهد»، «آنچه زمان رسمی اجازه می دهد» و «آنچه دانش آموز واقعا برای یادگیری نیاز دارد». بر این اساس، مدیریت حرفه ای زمان در کلاس به معنای سرعت بخشیدن به تدریس نیست، بلکه به معنای تخصیص هدفمند و انعطاف پذیر زمان به فعالیت هایی است که بیشترین ارزش یادگیری را دارند.
نویسندگان
محبوبه صادقی کاجی
شاهین شهر،مقطع متوسطه۲،هنرستان انقلاب اسلامی
سیما صبوری
شاهین شهر،مقطع متوسطه۲،هنرستان انقلاب اسلامی
هما زنگل گیاه
شاهین شهر،مقطع متوسطه۲،هنرستان انقلاب اسلامی