تحلیل نقش هوش مصنوعی مولد در بازتعریف فرایندهای تصمیم گیری، برنامه ریزی و مدیریت مدارس
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_4110
تاریخ نمایه سازی: 13 مهر 1405
چکیده مقاله:
گسترش هوش مصنوعی مولد، مناسبات سنتی میان داده، دانش، تصمیم و اقدام مدیریتی را در سازمان های آموزشی با تغییرات بنیادین مواجه ساخته است. مدرسه به عنوان سازمانی چندلایه و دانش محور، همواره برای تصمیم گیری، برنامه ریزی، تخصیص منابع، ارزیابی عملکرد، مدیریت نیروی انسانی، ارتباط با خانواده ها و پایش فرایندهای آموزشی به اطلاعات متنوع و بهنگام نیاز داشته است. در الگوی سنتی مدیریت مدرسه، بخش قابل توجهی از این فعالیت ها به گردآوری دستی اطلاعات، پردازش محدود داده ها، تجربه مدیر و تفسیر انسانی وابسته بوده است؛ اما ظهور سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی مولد امکان تولید، خلاصه سازی، طبقه بندی، مقایسه و تفسیر اولیه اطلاعات را در مقیاسی متفاوت فراهم کرده است. از این منظر، مسئله اصلی دیگر صرفا استفاده از فناوری برای انجام سریع تر وظایف اداری نیست، بلکه بازتعریف ماهیت کار مدیریتی و جایگاه مدیر مدرسه در چرخه تصمیم گیری است.پژوهش حاضر با رویکرد کتابخانه ای و تحلیلی، ادبیات علمی مرتبط با هوش مصنوعی، هوش مصنوعی مولد، تصمیم گیری سازمانی، رهبری آموزشی، برنامه ریزی مدرسه و مدیریت هوشمند را بررسی و تلفیق کرده است. هدف اصلی، تبیین سازوکارهایی است که از طریق آنها هوش مصنوعی مولد می تواند فرایندهای تصمیم گیری، برنامه ریزی و مدیریت مدرسه را دگرگون کند. تحلیل منابع نشان می دهد که این فناوری از طریق کاهش زمان پردازش اطلاعات، افزایش ظرفیت تحلیل سناریوها، پشتیبانی از تصمیم گیری مبتنی بر داده، خودکارسازی بخشی از امور تکراری، تسهیل تولید گزارش های مدیریتی، کمک به برنامه ریزی منابع و ایجاد دستیارهای هوشمند می تواند ظرفیت مدیریتی مدارس را افزایش دهد. بااین حال، این ظرفیت به معنای انتقال اختیار تصمیم گیری از مدیر به الگوریتم نیست. خطاهای محتوایی، سوگیری داده ای، ابهام در منطق تولید پاسخ، تهدید حریم خصوصی، وابستگی فناورانه و احتمال استانداردسازی بیش از حد تصمیم ها، ضرورت نظارت انسانی را برجسته می سازد.یافته های تحلیلی پژوهش نشان می دهد که بازتعریف مدیریت مدرسه در عصر هوش مصنوعی مولد بیش از آنکه به «جایگزینی مدیر» مربوط باشد، به شکل گیری الگوی «مدیر هوش مصنوعی» مربوط است؛ الگویی که در آن هوش مصنوعی وظایف محاسباتی، اطلاعاتی و تولیدی را تقویت می کند و مدیر مسئول تشخیص مسئله، تفسیر زمینه، داوری حرفه ای، سنجش پیامدهای انسانی و اخلاقی و اتخاذ تصمیم نهایی باقی می ماند. بر همین اساس، موفقیت هوش مصنوعی مولد در مدیریت مدارس به کیفیت زیرساخت داده، سواد هوش مصنوعی مدیران، فرهنگ سازمانی، سیاست های حفاظت از داده، سازوکارهای اعتبارسنجی خروجی و بازطراحی فرایندهای مدیریتی وابسته است. نتیجه کلی پژوهش آن است که هوش مصنوعی مولد زمانی می تواند به تحول مدیریت مدارس منجر شود که از یک ابزار صرفا اداری به یک زیرساخت تصمیم یار انسان محور تبدیل شود.
نویسندگان
هما فتحعلی پوری
آموزش و پرورش شوشتر