تاثیر استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی بر افزایش خلاقیت و تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_4021

تاریخ نمایه سازی: 13 مهر 1405

چکیده مقاله:

ظهور فناوری های نوین و نفوذ گسترده ابزارهای هوش مصنوعی (AI) در زیست بوم آموزشی، پارادایم های سنتی یادگیری را با چالش ها و فرصت های بی نظیری مواجه کرده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و تبیین تاثیر به کارگیری ابزارهای تعاملی هوش مصنوعی بر رشد مهارت های عالی ذهنی، به ویژه خلاقیت و تفکر انتقادی در دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شده است. این مطالعه در پی پاسخ به این پرسش کلیدی است که آیا ادغام هوش مصنوعی در فرآیند یاددهی-یادگیری می تواند به جای تضعیف تفکر مستقل، به عنوان عاملی تسهیل گر در توسعه خلاقیت و قدرت استدلال دانش آموزان عمل کند؟روش شناسی این پژوهش بر پایه رویکردی آمیخته (کمی-کیفی) و با بهره گیری از مطالعات شبه تجربی در محیط های آموزشی هوشمند طراحی شده است. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع ابتدایی بود که با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد و سکوهای یادگیری شخصی سازی شده، در پروژه های حل مسئله مشارکت داشتند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل آزمون های استاندارد خلاقیت تورنس، پرسشنامه های سنجش تفکر انتقادی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با معلمان و اولیا بود.یافته های پژوهش نشان می دهد که تعامل فعال با هوش مصنوعی نه تنها مانعی برای فعالیت ذهنی نیست، بلکه با ایجاد «داربست های شناختی» (Cognitive Scaffolding)، دانش آموزان را قادر می سازد تا از مرحله دریافت منفعل اطلاعات به سطح خلق ایده های نوآورانه گذار کنند. نتایج تحلیل آماری حاکی از معناداری افزایش خلاقیت در گروه های آزمایشی است که از هوش مصنوعی برای ایده پردازی و ترکیب مفاهیم استفاده کرده اند. همچنین، در حوزه تفکر انتقادی، استفاده هدایت شده از AI به دانش آموزان کمک کرده است تا با چالش کشیدن پاسخ های ارائه شده توسط ماشین، مهارت ارزیابی، صحت سنجی و تحلیل منطقی را در خود تقویت نمایند.در نتیجه گیری، این پژوهش پیشنهاد می دهد که آموزش سواد هوش مصنوعی (AI Literacy) باید به عنوان یک مهارت بنیادین در برنامه درسی دوره ابتدایی ادغام گردد. با این حال، دستیابی به این مهم مستلزم طراحی الگوی آموزشی مبتنی بر «تفکر انسان محور» است تا هوش مصنوعی نه به عنوان جایگزین تفکر، بلکه به مثابه ابزاری برای ارتقای توانمندی های شناختی دانش آموزان قلمداد شود. این مطالعه راهکارهایی کاربردی برای معلمان و سیاست گذاران آموزشی جهت پیاده سازی اخلاق مدار و خلاقانه هوش مصنوعی در کلاس های درس ارائه می دهد.

نویسندگان

محبوبه شاملو

لیسانس ادبیات فارسی ،شاغل در آموزش و پرورش البرز ،ناحیه دو کرج ،مقطع ابتدایی ،دبستان پیک انقلاب

نسرین دره زرشکی

کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی ،شاغل در آموزش و پرورش البرز ،ناحیه دو کرج ،مقطع ابتدایی ،دبستان پیک انقلاب

محیا روح الهی

کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی ،شاغل در آموزش و پرورش البرز ، ناحیه دو کرج ، مقطع ابتدایی ،دبستان پیک انقلاب