تعارض ها و کاستی های معنویت در نظریه فردنگر آدلر؛ تحلیلی انتقادی بر مبنای نهج البلاغه
محل انتشار: فصلنامه الهیات و سلامت معنوی، دوره: 1، شماره: 3
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JTSH-1-3_006
تاریخ نمایه سازی: 12 مهر 1405
چکیده مقاله:
روان شناسی فردنگر آدلر، معنویت را به عنوان یکی از پنج تکلیف سبک زندگی مطرح می کند، اما این مفهوم فاقد زیربنای شناختی و الهیاتی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی کاستی های معنویت در نظریه آدلر بر اساس نهج البلاغه انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی توصیفی-تحلیلی و با گردآوری داده ها از منابع مرتبط با آدلر و متن نهج البلاغه صورت گرفت. تحلیل در شش محور اصلی (خدا، هدف، محرک، دامنه، مرگ و انسان شناسی) انجام شد. یافته ها نشان داد که معنویت آدلری با کاستی های اساسی مواجه است که عبارتند از: خدا به «ایده ای خیالی» تقلیل یافته؛ هدف «کمال شخصی» است نه «عبودیت»؛ محرک «عقده حقارت» است نه «فطرت الهی»؛ دامنه معنویت به «علاقه اجتماعی» محدود شده؛ مرگ پایان راه است و «معاداندیشی» غایب است؛ و انسان موجودی حقیر فرض شده، در حالی که نهج البلاغه بر کرامت ذاتی انسان تاکید دارد. نتیجه گیری می شود که معنویت آدلری به دلیل مبانی سکولار و اومانیستی، از ارائه تعریفی جامع و غایت مند عاجز است. در مقابل، نهج البلاغه معنویتی خدامحور و عبودیت محور ارائه می دهد که می تواند الگویی برای بازطراحی رویکردهای معنوی در مشاوره و روان درمانی بومی باشد. توصیه می شود درمانگران با بهره گیری از آموزه های علوی، مفاهیم سکولار را با تقوا، معاداندیشی و فطرت گرایی جایگزین کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
امیر قربان پور لفمجانی
دانشیار مشاوره. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه گیلان. رشت. ایران