هوش مصنوعی در خدمت سلامت روان کودکان: نقش مدرسه و معلم در ارتقای تاب آوری، تنظیم هیجان و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دوره ابتدایی؛ یک مرور روایتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

FTBAI01_229

تاریخ نمایه سازی: 11 مهر 1405

چکیده مقاله:

سلامت روان کودکان در سالهای اخیر به یکی از مهمترین محورهای نظامهای آموزشی و بهداشتی تبدیل شده است. مدرسه و معلم، بهعنوان بخش مهمی از محیط رشد کودک، میتوانند در شکلگیری تابآوری، تنظیم هیجان، مهارتهای اجتماعی–هیجانی و بهزیستی روانشناختی دانشآموزان نقش داشته باشند. همزمان، گسترش سریع فناوریهای هوش مصنوعی فرصتهای تازهای برای شخصیسازی آموزش، شناسایی نیازهای دانشآموزان و حمایت از فرایندهای یادگیری و سلامت روان فراهم کرده است؛ بااینحال، شواهد مستقیم درباره اثربخشی هوش مصنوعی در ارتقای سلامت روان دانشآموزان دوره ابتدایی همچنان محدود است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش بالقوه هوش مصنوعی در حمایت از سلامت روان دانشآموزان دوره ابتدایی و تبیین نقش مدرسه و معلم در بهکارگیری مسئولانه این فناوری، با تمرکز بر تابآوری، تنظیم هیجان، یادگیری اجتماعی–هیجانی و بهزیستی روانشناختی انجام شد. این مطالعه به شیوه مرور روایتی انجام شد. منابع علمی منتشرشده در پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science، ScienceDirect و Google Scholar و همچنین اسناد و گزارشهای سازمانهای معتبر بینالمللی، از جمله سازمان جهانی بهداشت، یونیسف و یونسکو، بررسی شدند. جستوجو عمدتا بر مطالعات منتشرشده از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۶ متمرکز بود. یافتههای مطالعات مرتبط با هوش مصنوعی، فناوریهای دیجیتال، مداخلات مدرسهمحور، یادگیری اجتماعی–هیجانی، تابآوری، تنظیم هیجان و روابط معلم–دانشآموز بهصورت موضوعی تحلیل و تلفیق شدند. بررسی شواهد نشان داد که فناوریهای دیجیتال و برخی مداخلات مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند ظرفیتهایی برای حمایت از سلامت روان، ارائه حمایت شخصیسازیشده و تقویت برخی مهارتهای روانشناختی داشته باشند؛ بااینحال، شواهد مستقیم درباره تاثیر هوش مصنوعی بر تابآوری، تنظیم هیجان و بهزیستی روانشناختی کودکان دوره ابتدایی هنوز محدود و ناهمگون است. در مقابل، شواهد موجود درباره مداخلات مدرسهمحور، یادگیری اجتماعی–هیجانی و روابط مثبت معلم–دانشآموز از نقش مهم محیط مدرسه و تعامل انسانی در ارتقای پیامدهای روانشناختی دانشآموزان حمایت میکنند. بنابراین، هوش مصنوعی را نمیتوان جایگزین معلم، مشاور یا سایر حمایتهای انسانی دانست؛ بلکه میتوان آن را بهعنوان ابزاری مکمل برای تقویت ظرفیتهای موجود مدرسه در نظر گرفت. همزمان، حفظ حریم خصوصی، امنیت دادههای کودکان، تناسب رشدی محتوا، سوگیری الگوریتمی، نظارت انسانی و پیشگیری از وابستگی نامناسب به سامانههای هوش مصنوعی از الزامات اساسی کاربرد آن در حوزه سلامت روان کودکان است. هوش مصنوعی میتواند در صورت طراحی و استفاده مسئولانه، بهعنوان بخشی از یک نظام حمایت چندسطحی در مدرسه، به شناسایی نیازها، شخصیسازی حمایتها و تقویت برخی فرایندهای مرتبط با سلامت روان دانشآموزان کمک کند. بااینحال، شواهد فعلی برای نسبتدادن اثر مستقیم و قطعی هوش مصنوعی بر تابآوری، تنظیم هیجان و بهزیستی روانشناختی دانشآموزان دوره ابتدایی کافی نیست. پژوهشهای آینده باید با استفاده از مطالعات طولی و کارآزماییهای کنترلشده، اثربخشی و ایمنی کاربردهای هوش مصنوعی را در محیط واقعی مدارس و با مشارکت معلمان، والدین و متخصصان سلامت روان بررسی کنند.

نویسندگان

دانیال شاهوارپور نجف آبادی

دانشجوی دکتری تخصصی، روانشناسی سلامت، واحد رودهن

اعظم حسین پور نجف آبادی

کارشناسی ارشد، تربیت بدنی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر