از تخته سیاه تا هوش مصنوعی: مرور تطبیقی نظریه های یادگیری و کاربست فناوری های هوشمند در کلاس درس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

FTBAI01_206

تاریخ نمایه سازی: 11 مهر 1405

چکیده مقاله:

مسئله این مقاله، نبود تطبیق نظام مند میان سیر تحول نظریه های یادگیری (از رفتارگرایی تا اتصال گرایی) و کاربست فناوری های هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی در کلاس درس است که منجر به استفاده غیرنظری از این فناوری ها و کاهش اثربخشی آن ها می شود. هدف اصلی، مرور تطبیقی نظریه های کلیدی یادگیری شامل رفتارگرایی (تاکید بر محرک‑پاسخ و تقویت)، شناخت گرایی (پردازش اطلاعات، حافظه و فراشناخت)، سازنده گرایی (ساخت فعال دانش از طریق تعامل و پروژه) و اتصال گرایی (یادگیری شبکه ای و پویا در عصر دیجیتال) و سپس تحلیل دلالت های هر یک برای طراحی و به کارگیری فناوری های هوشمند مانند سامانه های تمرین خودکار، یادگیری انطباقی، واقعیت مجازی، چت بات ها و سامانه های توصیه گر است. روش پژوهش، مروری کتابخانه ای از نوع تطبیقی‑تحلیلی است که با تمرکز بر منابع فارسی آکادمیک انجام شده و مقالات مرتبط با نظریه های یادگیری و فناوری های آموزشی در کلاس هوشمند را بررسی کرده است. یافته ها نشان می دهد که هر نظریه می تواند اصول مشخصی برای کاربست هوش مصنوعی ارائه دهد: رفتارگرایی برای سیستم های تمرین و تکرار خودکار با بازخورد فوری و بازی وارسازی؛ شناخت گرایی برای سامانه های یادگیری انطباقی که محتوا را بر اساس مدل سازی پردازش اطلاعات سازماندهی می کنند؛ سازنده گرایی برای ابزارهای هوش مصنوعی مشارکتی، واقعیت مجازی و محیط های پروژه‑محور؛ و اتصال گرایی برای سامانه های توصیه گر، شبکه های اجتماعی یادگیری و تحلیل داده کلان به منظور ایجاد پیوندهای دانشی. همچنین فناوری های هوش مصنوعی می توانند یادگیری را شخصی سازی، تعاملی و شبکه ای کنند، اما با چالش های مهمی روبه رو هستند: تعصب الگوریتمی، مسائل اخلاقی و نقض حریم خصوصی، کاهش تعامل انسانی و تهدید تفکر مستقل، شکاف دیجیتال و نابرابری دسترسی (به ویژه در ایران)، و تغییر بنیادین نقش معلم که نیازمند آموزش حرفه ای است. نتیجه کلیدی آنکه تحول از تخته سیاه به هوش مصنوعی نیازمند تلفیق هوشمندانه نظریه های یادگیری (نه اتکا به یک نظریه) و توجه همزمان به جنبه های انسانی، اخلاقی و فرهنگی است. پیشنهادهای مشخص پژوهش برای نظام آموزشی ایران شامل آموزش معلمان در شایستگی های هوش مصنوعی، انجام پژوهش های تجربی در مدارس برای ارزیابی اثربخشی، سیاست گذاری برای کاهش شکاف دیجیتال و تدوین برنامه درسی مبتنی بر اتصال گرایی، و توسعه مدل های بومی تلفیقی نظریه ها با فناوری است.واژگان کلیدی: نظریه های یادگیری، هوش مصنوعی، فناوری آموزشی، کلاس هوشمند، مرور تطبیقی، اتصال گرایی.

نویسندگان

ابوالفضل سلیمان بیگی

دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید باهنر اصفهان واحد شهید آیت نجف آباد