بررسی تطبیقی تفکیک قوا در حقوق نوین و تجمیع قوا در اندیشه سیاسی اسلامی با نگاهی به نهج البلاغه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NCNABMAZ01_011

تاریخ نمایه سازی: 10 مهر 1405

چکیده مقاله:

ریشه های مفهومی تعدد قوا در دولت واحد و مایه های اصلی آن را باید در منظومه فکری افلاطون اعم از نظریه وجود شناختی معرفت،شناختی به ویژه دیدگاه اخلاقی و سیاسی وی سراغ گرفت، او سه قوه عاقله غضبیه و شهویه را در وجود انسان شناسایی نمود که برای هر یک فضیلتی و در مجموع سه فضیلت حکمت، شجاعت و عفت برای آن قابل تصور است. قوه عاقله در سر، قوه غضبیه در سینه و قوه شهویه در شکم قرار دارد. از آنجا که اجتماع همان فرد است که با حروف درشت نوشته شده است، این سه قوه در جامعه انسانی به ترتیب در سه طبقه، حکما، سپاهیان و پیشه وران قرار دارد. ارسطو نخستین کسی است که تصور تعدد قوای حاکم در دولت واحد را به گونه ای که به سه کارکرد اساسی یا سه قوه تقسیم می شود مطرح نمود. در سده های هفدهم و هیجدهم تفکیک قوا به مفهوم امروزی از سوی لاک و بویژه منتسکیو مطرح گردید که در آنها تفکیک مطلق به دلیل عملی نبودن جای خود را به تفکیک نسبی داد. آنچه از قرآن و سیره نبوی (ص) و امامان (ع) استنباط می شود این است که با وجود پذیرش حاکمیت خداوند در تکوین و تشریع و همچنین لزوم اطاعت از ولی امر پیامبر (ص) به عنوان الگوی جامعه اسلامی همزمان دارای سه شان تقنینی، اجرایی و قضایی بود. به این ترتیب اندیشه سیاسی اسلام ضمن پذیرش تعدد قوای حاکم نوع خاصی از آن را که می توان آن را تجمیع قوا زیر نظر اولی الامر نامید پذیرفته است که به نوعی وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت در ارکان حاکمیت می باشد.

نویسندگان

احمد اسفندیاری

استادیار گروه حقوق، خصوصی واحد ساری دانشگاه آزاد اسلامی، ساری ایران