ارزیابی تاثیر ماساژتعادل برهومئوستاز سیستم های قلبی-عروقی،لنفاوی وگوارشی با رویکرد طب مکمل وبازتوانی زیستی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 65
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IRCMMS15_059
تاریخ نمایه سازی: 6 مهر 1405
چکیده مقاله:
پدیده تنظیم بدن انسان، همواره از پیچیده ترین موضوعات در علوم زیستی و روان بدنی به شمار آمده است. در تداوم این جست وجو برای درک تعامل میان جسم، روان و محیط، «مکتب تعادل» که به دست وحید نثاری بنیان گذاری شده، افق تازه ای در تبیین این همبستگی گشوده است. این مکتب بر پایه سال ها تجربه بالینی و تامل فلسفی در حوزه ماساژ درمانی و طب سنتی شکل گرفته و تلاش می کند تقابل های کلاسیک میان جسم و ذهن، ماده و معنا، و درمان فیزیکی و روانی را در یک نظام هماهنگ چندسیستمی بازتفسیر کند.پژوهش حاضر با هدف بررسی مبانی زیستی، روانی و فلسفی «مکتب تعادل» که توسط وحید نثاری، ماساژدرمانگر و پژوهشگر با سابقه چندین ساله در طب سنتی بنیان گذاری شده است به تحلیل نظام دگرپایداری بدن بر اساس تعامل میان سامانه های قلبی عروقی، لنفاوی و گوارشی می پردازد. مسئله اصلی مطالعه، فهم سازوکارهای بازتنظیم بدن نه به عنوان فرایندهای خودکار فیزیولوژیک، بلکه به مثابه رخدادهای معنا–محور و حرارتی است که از هم نوایی هوشمند سامانه های عصبی، حسی و عاطفی پدید می آیند. روش پژوهش کیفی تحلیلی است و بر داده های بالینی حاصل از مشاهده و لمس مستقیم بدن در فرایند ماساژ درمانی و تنظیم چندسیستمی تکیه دارد. یافته ها نشان می دهد که تماس موزون و هم نوای تنفس محرکی دگرپایدار است که می تواند بازآرایی هم زمان سامانه های زیستی را تسهیل کند؛ ریتم های تنفسی نقش زبان مشترک میان سامانه های عصبی، قلبی و لنفاوی دارند؛ و بازگرداندن گرما به نظم، فرآیند هماهنگی میان برانگیختگی عصبی و آرامش روانی را نمایان می سازد. در محور قلبی عروقی، ماساژ نرم و خروجی از مرکز سینه موجب تنظیم ریتم نبض و بازگشت وریدی می شود؛ در سامانه لنفاوی، حرکات سبک و تکراری سبب تخلیه مایع میان بافتی و کاهش رکود لنف است؛ و در سامانه گوارشی، تماس هم نوای دم و بازدم به تحریک واگ و اصلاح جریان حرارتی منجر می گردد. تحلیل نوروفیزیولوژیک نشان می دهد تحریک گیرنده های لمسی غیرمیلن دار (C-Tactile) مسیرهای اکسی توسین ساز را فعال کرده و از طریق قشر جزیره ای مغز احساس امنیت و آرامش بدن را بازسازی می کند. نتیجه آن که بدن در نگاه مکتب تعادل، نظامی خودهوشمند است که از طریق تماس هدفمند، تنفس و دمای هم نوا به بازسازی دگرپایداری و ارتقای احساس کرامت و سلامت انسانی دست می یابد. این پژوهش با تلفیق داده های فیزیولوژیک و مشاهدات پدیدارشناختی، مدلی نوین از روابط میان حواس، گرما و آگاهی در درمان تنظیمی ارائه می دهد و افقی تازه برای درک چندسیستمی از بدن انسان در عمل بالینی می گشاید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسن آلبوکرمی
دانشجوی دکترای تخصصی علوم تغذیه با گرایش میکروبیولوژی مواد غذایی،دانشگاه علوم پزشکی آبادان،آبادان،ایران.