پرسش از اقتصاد اسلامی در جایگاه هلیه بسیطه؛ رویکردی واقع گرایانه به دانش اقتصادی در اسلام بر پایه گزاره های دینی-فقهی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 103
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NCMEI13_025
تاریخ نمایه سازی: 6 مهر 1405
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر، اقتصاد اسلامی به عنوان دانش مستقل و با ادعای جهان شمولی و توانایی مدیریت اقتصاد جهانی، طرفداران بسیاری یافته و مقالات متعددی در این زمینه نگاشته شده است. در اغلب این پژوهش ها، وجود نظریه اقتصادی در اسلام با قابلیت مدیریت کلان، مفروض گرفته شده و تمرکز مقالات عمدتا بر تبیین جزئیات، اهداف این دانش و پیامدهای آن بوده است درحالی که از نگرگاه عقلانی پیش از بحث از ماهیت یک شیء و عوارض یا غایات آن، پرسش نخستین، پرسش از وجود آن است که در اصطلاح منطقی به هلیه بسیطه تعبیر می شود؛ تا زمانی که اصل موجودیت یک شیء ثابت نشود، سخن از ماهیت آن بی سمت و سو خواهد بود. این نکته مهمی است از سوی بیشتر طرفداران این نظریه مغفول مانده یا مورد تغافل قرار گرفته است. با این حال، در محدود نوشته هایی پیرامون اقتصاد اسلامی، دلایلی به صورت پراکنده در راستای اثبات وجود دانش اقتصادی در اسلام ارائه شده است. نگارندگان در نوشتار حاضر، با رویکردی انتقادی، به واکاوی ادله کنارداران وجود نظریه اقتصادی در اسلام می پردازند. واکاوی متون اصیل اسلامی و گزاره های فقهی نشان می دهد که شواهدی به نفع اقتصاد اسلامی؛ به معنای دانشی با قابلیت کاربست جهان شمون و امکان مدیریت اقتصاد جوامع در اسلام وجود ندارد و آنچه به عنوان اقتصاد اسلامی مطرح شده، بیش از آنکه بر مبانی علمی استوار باشد، ریشه در آرمان گرایی دارد. بازنگری در این مسئله، حکومت های اسلامی را از پندار امکان اداره اقتصاد بر مبنای احکام تاریخی رهایی بخشیده و آن ها را به سوی بهره گیری از الگوهای علمی و کارآمد سوق می دهد. این تحول، با تعدیل انتظارات غیرواقع بینانه،بر اهمیت استفاده از دانش روز و تجربیات جهانی تاکید کرده و زمینه ساز بهبود عملکرد اقتصادی و مشارکت موثر در اقتصاد جهانی خواهد شد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد کاظم توکلی اسلامی
دانشجوی دکتری فقه و حقوق دانشگاه تهران، تهران، ایران.
محمد حسین موحدی
دانشجوی دکتری فقه و حقوق دانشگاه تهران، تهران، ایران.