تبیین جایگاه هوش مصنوعی در گذار از «انباشت اطلاعات» به «یادگیری تحولی»: فراروی از پارادایم بهبود به دگرگونی در افق باورها
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 67
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IRCMHS16_075
تاریخ نمایه سازی: 6 مهر 1405
چکیده مقاله:
فرایند یادگیری اصیل همواره فراتر از انباشت منفعلانه ی داده ها و ذخیره سازی صوری گزاره ها در ذهن فاعل شناسا است. با این حال، پارادایم حاکم بر کاربست های کنونی هوش مصنوعی در نظام های آموزشی، به واسطه ی اتکا بر شناخت گرایی محاسباتی تقلیل گرایانه، آموختن را در بهینه سازی سرعت دستیابی به اطلاعات، شخصی سازی مسیر آزمون ها و اصلاح خطاهای تکنیکی خلاصه کرده است؛ رویکردی که هسته ی سخت شبکه ی باور و افق پیشافهم مخاطب را به تمامی دست نخورده باقی می گذارد. پژوهش حاضر با هدف گذر از این چالش معرفتی، به کالبدشکافی ظرفیت های فلسفی و پدیدارشناختی مدل های زبانی هوشمند در بازآرایی بنیان های ادراک می پردازد.بر پایه ی کل گرایی کواینی در شبکه ی باور، مفهوم تغییر پارادایم کوهن و نظریه ی یادگیری تحولی مزیرو، این مقاله نشان می دهد که ابزارهای هوش مصنوعی مولد زمانی می توانند از مرتبه ی شتاب دهنده ی انباشت داده به عاملی رهایی بخش بدل گردند که توهم دانای کل کنار گذاشته شده و ماشین در قامت «میانجی دیالوژیک» بازتعریف شود. در این الگو، ماشین با طراحی سنجیده ی دوراهی های سردرگم کننده، تعلیق پدیدارشناختی عادات روزمره ی ذهن را برمی انگیزد و با ارتقای تک گویی محافظه کارانه ی گفتار درونی به مکالمه ای چندصدایی، زمینه ی جهش گشتالتی در گره گاه های مرکزی شبکه ی باور را فراهم می آورد. در چنین افقی، جایگاه حرفه ای معلم از متصدی انتقال محتوا به معلم بازاندیش و معمار فضاهای تحولی ارتقا یافته و عاملیت اخلاقی انسان در برابر سیطره ی الگوریتمی صیانت می شود.
کلیدواژه ها:
یادگیری تحولی ، هوش مصنوعی در آموزش ، شبکه ی باور ، میانجی دیالوژیک ، گفتار درونی ، دوراهی های سردرگم کننده ، معلمان بازاندیش.
نویسندگان
نیما بهرنگ
دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه علم، گروه فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف