هوش مصنوعی و آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 79

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

AHITEP01_159

تاریخ نمایه سازی: 6 مهر 1405

چکیده مقاله:

در نظام های آموزشی فراگیر و انسان محور امروزی که تامین فرصت های برابر یادگیری برای تمامی دانش آموزان، صرف نظر از تفاوت های فردی و نیازهای خاص آنان، به عنوان یکی از مهم ترین شاخص های عدالت آموزشی و توسعه پایدار جوامع شناخته می شود، دانش آموزان با نیازهای ویژه (شامل طیف گسترده ای از اختلالات یادگیری، نارسایی های شناختی، معلولیت های جسمی-حرکتی، اختلالات طیف اتیسم، نارساخوانی، نارسانویسی، اختلال کم توجهی-بیش فعالی و سایر شرایط خاص) همواره با چالش های مضاعفی در دسترسی به آموزش باکیفیت و متناسب با توانایی های خود مواجه بوده اند و روش های سنتی تدریس و ارزشیابی، به دلیل رویکرد یک اندازه برای همه و ناتوانی در انطباق با تنوع بی نهایت نیازهای این دانش آموزان، نه تنها نتوانسته اند به طور موثر به آنان خدمت کنند، بلکه در بسیاری موارد، به افزایش شکاف تحصیلی، کاهش اعتمادبه نفس و انزوای اجتماعی این گروه از فراگیران دامن زده اند و در این میان، هوش مصنوعی با قابلیت های شگفت انگیز خود در تشخیص زودهنگام اختلالات، تحلیل داده های رفتاری و شناختی، طراحی مسیرهای یادگیری کاملا شخصی سازی شده، تولید محتوای چندحسی و تطبیقی، ارائه بازخوردهای فوری و حمایت گرانه، و ایجاد رابط های کاربری مناسب سازی شده برای انواع معلولیت ها، به عنوان یک ابزار تحول آفرین و امیدوارکننده برای تحقق رویای آموزش فراگیر و عادلانه برای دانش آموزان با نیازهای ویژه مطرح شده است و این پژوهش که با هدف بررسی جامع کاربردهای عملی، مکانیزم های تاثیرگذاری، فرصت ها و چالش های بهره مندی از هوش مصنوعی در آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه انجام شده است، نشان می دهد که این فناوری با توانایی های منحصربه فردی نظیر تشخیص الگوهای رفتاری و شناختی، شخصی سازی محتوا و روش های ارائه، تبدیل گفتار به نوشتار و بالعکس، تولید محتوای تصویری و صوتی مناسب، و ایجاد محیط های یادگیری فراگیر و بدون مانع، می تواند به طور معناداری کیفیت، دسترسی و اثربخشی آموزش را برای این گروه از دانش آموزان افزایش دهد و آنان را در مسیر شکوفایی استعدادها و توانایی های خود یاری رساند؛ بااین حال، یافته های این پژوهش بر این نکته تاکید دارد که استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه با چالش های جدی ازجمله کمبود داده های آموزشی متناسب با نیازهای ویژه، سوگیری های الگوریتمی که ممکن است به جای کاهش، به تشدید نابرابری ها منجر شود، نگرانی های حریم خصوصی و امنیت داده های حساس این دانش آموزان، هزینه های بالای توسعه و پیاده سازی ابزارهای مناسب سازی شده، و مهم تر از همه، خطر جایگزینی تعاملات انسانی و عاطفی با رابط های ماشینی در فرآیند یادگیری این گروه آسیب پذیر مواجه است و در غیاب توجه به این چالش ها و اتخاذ رویکردی انسان محور، اخلاقی و مشارکتی، ممکن است به جای تحقق عدالت آموزشی، به شکل گیری نوعی «تبعیض الگوریتمی» جدید منجر شود که در آن، دانش آموزان با نیازهای ویژه، به جای توانمندسازی، در دام کلیشه ها و محدودیت های الگوریتمی گرفتار شوند؛ در نهایت، پژوهش بر ضرورت تدوین سیاست های فراگیر و مبتنی بر شواهد، سرمایه گذاری هدفمند بر روی پژوهش های بین رشته ای، توسعه ابزارهای بومی و متناسب با فرهنگ و زبان فارسی، توانمندسازی معلمان و متخصصان آموزش ویژه، و ایجاد سازوکارهای نظارت و ارزیابی مستمر تاکید می ورزد تا بتوان از ظرفیت های بی نظیر هوش مصنوعی برای تحقق عدالت آموزشی و توانمندسازی واقعی دانش آموزان با نیازهای ویژه بهره برداری کرد و گامی موثر در جهت ساختن جامعه ای فراگیرتر، عادلانه تر و انسانی تر برداشت.

کلیدواژه ها:

آموزش ویژه ، دانش آموزان با نیازهای ویژه ، هوش مصنوعی ، یادگیری شخصی سازی شده ، تشخیص زودهنگام اختلالات ، عدالت آموزشی ، فناوری های کمکی

نویسندگان

اکرم زارعی

کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد هشتگرد