تاثیر تحول دیجیتال بر فرایند تدوین و اجرای استراتژی در سازمان ها
محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی چشم اندازهای نو در علوم انسانی، مدیریت و علوم تربیتی در عصر دیجیتال
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NPHMES01_274
تاریخ نمایه سازی: 6 مهر 1405
چکیده مقاله:
تحول دیجیتال طی سال های اخیر از سطح به کارگیری فناوری های نوین فراتر رفته و به یکی از نیروهای بنیادین تغییر در منطق رقابت، مدل های کسب وکار، ساختار سازمانی و فرایندهای مدیریت استراتژیک تبدیل شده است. در چنین فضایی، تدوین و اجرای استراتژی دیگر نمی تواند صرفا بر برنامه ریزی دوره ای، داده های تاریخی و ساختارهای سلسله مراتبی متکی باشد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاثیر تحول دیجیتال بر فرایند تدوین و اجرای استراتژی در سازمان ها و شناسایی سازوکارهای واسط این رابطه انجام شده است. روش پژوهش از نوع مروری تحلیلی و تلفیقی است و در آن پژوهش های فارسی و خارجی مرتبط با تحول دیجیتال، استراتژی دیجیتال، قابلیت های پویا، چابکی سازمانی، حکمرانی داده، رهبری دیجیتال و مدیریت استراتژیک بررسی و تلفیق شده اند. تمرکز زمانی اصلی پژوهش بر مطالعات سال های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ و ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۴ بوده و در کنار آنها، برای تبیین مبانی نظری از شماری از آثار پایه استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد تحول دیجیتال در مرحله تدوین استراتژی، از طریق توسعه قابلیت پایش مستمر محیط، افزایش دسترسی به داده های نزدیک به زمان واقعی، ارتقای قدرت تحلیل و پیش بینی، تقویت سناریوسازی، افزایش مشارکت ذی نفعان و تسهیل بازنگری سریع مفروضات راهبردی، منطق برنامه ریزی را از الگویی خطی و دوره ای به الگویی پویا، تکرارشونده و داده پشتیبان تغییر می دهد. در مرحله اجرای استراتژی نیز پلتفرم های دیجیتال، داشبوردهای عملکرد، روش های چابک، همکاری میان وظیفه ای و تحلیل داده سبب افزایش شفافیت، هماهنگی، سرعت بازخورد و امکان بازتخصیص منابع می شوند. بااین حال، شواهد نشان می دهد فناوری به خودی خود قادر به ایجاد مزیت استراتژیک نیست و فقدان رهبری دیجیتال، فرهنگ یادگیری، حکمرانی داده، قابلیت های پویا، مهارت های دیجیتال و هم راستایی استراتژیک می تواند تحول را به مجموعه ای از پروژه های فناورانه پراکنده تقلیل دهد. بر اساس تلفیق یافته ها، مقاله مدلی ارائه می کند که در آن تحول دیجیتال از طریق چهار سازوکار «حس کردن دیجیتال»، «معناپردازی و انتخاب راهبردی»، «اجرای چابک» و «یادگیری و بازپیکربندی» بر مدیریت استراتژیک اثر می گذارد. نتیجه پژوهش نشان می دهد مدیریت استراتژیک در عصر دیجیتال از فرایند نسبتا خطی «تحلیل، تدوین، اجرا و کنترل» به چرخه ای مستمر از «حس کردن، معناپردازی، انتخاب، آزمایش، اجرا، یادگیری و بازپیکربندی» در حال گذار است.
نویسندگان
علی اکبر حبیبی بهروز
دکترای مدیریت کسب و کار گرایش استراتژیک