تبیین نقش ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی و در تعدیل نابرابری دیجیتال و ارتقای عدالت آموزشی در مدارس
محل انتشار: اولین کنفرانس بین المللی چشم اندازهای نو در علوم انسانی، مدیریت و علوم تربیتی در عصر دیجیتال
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NPHMES01_240
تاریخ نمایه سازی: 6 مهر 1405
چکیده مقاله:
گسترش فناوری های دیجیتال در نظام های آموزشی، در کنار فراهم سازی ظرفیت های نوین برای یادگیری، زمینه ظهور و تعمیق اشکال جدیدی از نابرابری آموزشی را نیز فراهم کرده است. نابرابری دیجیتال آموزشی صرفا به تفاوت در دسترسی فیزیکی به ابزارها، زیرساخت ها و شبکه های ارتباطی محدود نمی شود، بلکه تفاوت در مهارت های دیجیتال، الگوهای استفاده، کیفیت بهره برداری آموزشی و توان تبدیل امکانات فناورانه به پیامدهای یادگیری را نیز دربرمی گیرد. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش ظرفیت های اجتماعی و فرهنگی در تعدیل نابرابری دیجیتال و تقویت عدالت آموزشی در مدارس انجام شده است. مطالعه حاضر از نوع مروری توصیفی تحلیلی است و با تحلیل مفهومی ادبیات مرتبط، سازوکارهای اثرگذاری شبکه های اجتماعی، اعتماد، حمایت متقابل، مشارکت خانوادگی، دانش فرهنگی، سواد دیجیتال و نگرش های فناورانه بر بهره مندی دانش آموزان از فرصت های یادگیری دیجیتال بررسی شده است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که برخورداری از تجهیزات و زیرساخت های فناورانه، هرچند شرط ضروری توسعه آموزش دیجیتال است، به تنهایی تضمین کننده تحقق عدالت دیجیتال نیست. کیفیت تعامل خانواده و مدرسه، حمایت آموزشی والدین، شبکه های ارتباطی میان معلمان و دانش آموزان، انتقال تجربه میان همسالان و وجود هنجارهای حمایتی می تواند ظرفیت بهره برداری موثر از فناوری را افزایش دهد. از سوی دیگر، ظرفیت فرهنگی از طریق ارتقای سواد دیجیتال، توانایی ارزیابی اطلاعات، خودتنظیمی در یادگیری و نگرش مثبت و هدفمند به فناوری، در کیفیت استفاده آموزشی از منابع دیجیتال نقش تعیین کننده ای دارد. همچنین، تعامل ظرفیت اجتماعی و فرهنگی می تواند بخشی از پیامدهای ناشی از محدودیت منابع اقتصادی را تعدیل کرده و امکان مشارکت موثرتر گروه های کمتر برخوردار در محیط های یادگیری دیجیتال را فراهم سازد. بر این اساس، کاهش نابرابری دیجیتال نیازمند عبور از رویکرد صرفا زیرساخت محور و اتخاذ سیاستی چندبعدی است که توسعه دسترسی فناورانه را با تقویت شبکه های حمایتی، توانمندسازی خانواده ها، ارتقای شایستگی های دیجیتال و توسعه فرهنگ مشارکت آموزشی تلفیق کند. چنین رویکردی می تواند از بازتولید نابرابری های اجتماعی در فضای دیجیتال جلوگیری کرده و زمینه تحقق پایدارتر عدالت آموزشی را فراهم سازد.
نویسندگان
ام البنین جمالی
کارشناسی ادبیات، مدیر متوسطه، استان لرستان
سمیرا نادری
کاردانی کامپیوتر، هنرآموز، آموزش و پرورش کرمانشاه، شهرستان کنگاور
فیروزه نظام اسلامی
مهندسی نرم افزار کامپیوتر
بهارک امان
کارشناسی زبان انگلیسی، مدیر متوسطه دوم، استان البرز