شناخت نسل Z و آلفا: ویژگی های رفتاری و فکری دانش آموزان امروز و سازگاری با آن ها
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 110
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PSHR-3-6_010
تاریخ نمایه سازی: 4 مهر 1405
چکیده مقاله:
در عصر پسا-دیجیتال که با شتابی فزاینده تحت تاثیر تحولات هوش مصنوعی و دگرگونی های ساختاری در فناوری های ارتباطی قرار دارد، نظام های آموزشی با چالشی وجودی در قبال دو نسل متمایز؛ یعنی نسل Z (متولدین اواسط دهه ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰) و نسل آلفا (متولدین ۲۰۱۰ به بعد) مواجه شده اند. این پژوهش با هدف واکاوی دقیق ویژگی های رفتاری، الگوهای شناختی و نیازهای یادگیری این نسل ها و به منظور تدوین چارچوبی برای سازگاری نظام های آموزشی انجام شده است. مسئله بنیادین این است که مدل های سنتی تعلیم و تربیت، که عمدتا مبتنی بر رویکردهای خطی و متمرکز بر معلم هستند، با جهان بینی «غیرخطی»، «تجربی» و «به شدت متصل» این دانش آموزان دچار گسست شده اند. در این راستا، پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحقیق اسنادی و سنتزپژوهی کیفی، به تحلیل داده های موجود در پایگاه های معتبر علمی پرداخته است تا ضمن ترسیم نیم رخ روان شناختی و فکری نسل های مذکور، راهبردهای مدیریتی و آموزشی متناسب با زیست بوم دیجیتال آن ها را استخراج نماید.یافته های این پژوهش نشان می دهد که نسل Z و آلفا، برخلاف باورهای تقلیل گرایانه، نه تنها «بومیان دیجیتال» بلکه «ادغام کنندگان دیجیتال» هستند که مرزهای میان دنیای فیزیکی و مجازی در ذهن آنان فرو ریخته است. ویژگی هایی نظیر نیاز به بازخورد فوری، ترجیح برای یادگیری مبتنی بر پروژه، اهمیت دهی به عدالت اجتماعی و پایداری، و نیاز به شخصی سازی آموزش، از ارکان اصلی هویت فکری این نسل ها محسوب می شود. همچنین نتایج نشان می دهد که برای سازگاری اثربخش، رهبری آموزشی باید از مدل های دستوری به سمت مدل های تسهیل گری (Facilitation) حرکت کند؛ مدلی که در آن معلمان نه به عنوان مرجع انحصاری دانش، بلکه به عنوان معماران یادگیری و راهبران اخلاقی در فضای هوش مصنوعی عمل می کنند. این مطالعه بر ضرورت بازطراحی محیط های کلاسی، استفاده از فناوری های نوین به مثابه «توسعه دهنده هوش» نه «جایگزین تفکر»، و تمرکز بر پرورش مهارت های نرم، تفکر انتقادی و تاب آوری عاطفی تاکید می ورزد. در نهایت، مقاله حاضر پیشنهاد می دهد که مدیریت آموزشی نوین باید پارادایم «انتقال دانش» را با پارادایم «معناسازی در فضای عدم قطعیت» جایگزین نماید تا بتواند با ذهنیت به شدت سیال و در عین حال خلاق نسل آلفا همگام شود.
کلیدواژه ها:
نسل Z ، نسل آلفا ، رهبری آموزشی ، هوش مصنوعی در آموزش ، پارادایم یادگیری ، تحول دیجیتال ، سواد انتقادی ، مدیریت کلاس درس ، یادگیری شخصی سازی شده ، بومیان دیجیتال.
نویسندگان
فاطمه چاوشی
لیسانس راهنمایی ومشاوره