رفع بدفهمی و تقویت شایستگی عملی هنرجویان پایه دهم در پودمان «طراحی و توسعه پروژه محور» از طریق تلفیق مدل ۵E و بازخورد همتا

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

AFANOCONF01_653

تاریخ نمایه سازی: 2 مهر 1405

چکیده مقاله:

در آموزش های فنی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی (CBT)، هدف چیزی فراتر از تسلط بر ابزار است. هنرجو باید بتواند در موقعیت های واقعی مسئله حل کند و محصولی کاربردی و استاندارد تولید کند. اما آنچه در کارگاه های پایه دهم مکررا دیده می شود، شکافی عمیق میان فهمیدن دستورالعمل ها و پیاده سازی مستقل آن هاست. هنرجو در کنار هنرآموز همه چیز را بلد است؛ وقتی تنها می ماند، یخ می زند.الف) بدفهمی های شناسایی شدهبدفهمی اول: توسعه پروژه فرآیندی خطی و بی بازگشت است.هنرجویان گمان می کنند طراحی اولیه باید مستقیم و بدون بازنگری به محصول ختم شود. اشکال زدایی، بازطراحی و سنجش نیاز کاربر در ذهنشان جایی ندارد. در نتیجه، اولین شکست فنی کافی است که کل پروژه را «شکست خورده» اعلام کنند.بدفهمی دوم: الگوبرداری جایگزین تحلیل است.تمایل شدیدی به کپی کردن کد یا شماتیک آماده دیده می شود، بدون اینکه منطق زیربنایی درک شده باشد. کوچک ترین تغییر در صورت مسئله همان الگو را بی استفاده می کند، و هنرجو بلد نیست آن را تطبیق بدهد.بدفهمی سوم: هر خطایی یعنی همه چیز خراب است.تفکیک «خطای نحوی یا مونتاژی» از «خطای منطقی یا الگوریتمی» مهارتی است که بیشتر هنرجویان پایه دهم فاقد آنند. وقتی سیستم اجرا نمی شود، پروژه را کنار می گذارند به جای آنکه ریشه یابی کنند.ب) چرا مدل ۵E و بازخورد همتا؟الگوی ۵E ساختاری روشن برای گذر از انفعال به یادگیری فعال و کشف محور فراهم می کند. اما آنچه این پژوهش به آن اضافه می کند، وارد کردن فرهنگ «بررسی فنی همتا» به کارگاه هنرستان است. این دقیقا همان چیزی است که در محیط های حرفه ای و صنعتی معیار است: Code Review، بازرسی طرح، ارزیابی تطبیقی با استاندارد. وقتی هنرجو می داند همتایش کارش را با چک لیست مشخص بررسی می کند، ناخودآگاه دقیق تر، مستندتر و منطقی تر کار می کند.

نویسندگان

علی اکبر نجفیان نجف آبادی

فرهنگی آموزش و پرورش، دبیر