بازاندیشی آموزش برای زندگی در عصر هوش مصنوعی و پاسخ گویی به نیازهای واقعی دانش آموزان
محل انتشار: اولین همایش بین المللی آینده پژوهی و نوآوری
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 44
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AFANOCONF01_621
تاریخ نمایه سازی: 2 مهر 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان فناوری، گسترش هوش مصنوعی و تغییر ماهیت مشاغل و روابط اجتماعی، مدرسه را با پرسشی اساسی مواجه کرده است: آیا آموزش رسمی همچنان باید عمدتا بر انتقال محتوا و آماده سازی دانش آموزان برای آزمون ها متمرکز باشد یا باید خود را برای آماده سازی آنان جهت مواجهه با مسائل واقعی زندگی، تصمیم گیری، حل مسئله، ارتباط موثر، یادگیری مستمر و استفاده مسئولانه از فناوری بازآفرینی کند؟ هوش مصنوعی در سال های اخیر نه تنها ابزارهای جدیدی برای آموزش و یادگیری فراهم کرده، بلکه بسیاری از پیش فرض های سنتی درباره نقش معلم، دانش آموز، کتاب درسی، تکلیف، ارزشیابی و حتی مفهوم «دانستن» را به چالش کشیده است. در گذشته، دسترسی به اطلاعات یکی از مهم ترین مزیت های فردی محسوب می شد، اما در شرایط کنونی که تولید و دسترسی به اطلاعات با کمک ابزارهای هوشمند بسیار آسان شده است، توانایی تشخیص اطلاعات معتبر، تحلیل، پرسشگری، تفکر انتقادی، خلاقیت، ارتباط، همکاری و استفاده اخلاقی از فناوری اهمیت بیشتری یافته است.هدف مقاله حاضر، بازاندیشی در الگوهای آموزشی رایج و ارائه چارچوبی برای پیوند دادن آموزش مدرسه ای با نیازهای واقعی دانش آموزان در عصر هوش مصنوعی است. این مقاله با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، مبانی نظری یادگیری و اسناد تربیتی، چالش های آموزش سنتی و ضرورت حرکت به سمت آموزش معنادار، فعال، مسئله محور، پروژه محور، تجربی و شایستگی محور را بررسی می کند. یافته های تحلیلی نشان می دهد که مسئله اصلی، حذف دانش یا جایگزین کردن فناوری به جای معلم نیست؛ بلکه بازتعریف نسبت میان دانش، مهارت، تجربه، فناوری و زندگی واقعی است. بر این اساس، الگوی پیشنهادی مقاله با عنوان «از دانستن تا توانستن و از توانستن تا زیستن» بر چهار مرحله دانش، تجربه، کاربرد و بازاندیشی استوار است. در این الگو، دانش آموز ابتدا مفاهیم علمی را می آموزد، سپس آن ها را در موقعیت های واقعی تجربه و به کار می گیرد و در نهایت درباره عملکرد و آموخته های خود تامل می کند. نتیجه چنین رویکردی می تواند شکل گیری یادگیرندگانی مستقل، مسئول، خلاق، نقاد و آماده برای زندگی در جامعه ای باشد که هوش مصنوعی بخش جدایی ناپذیر آن است.واژگان کلیدی: آموزش برای زندگی، هوش مصنوعی، دانش آموز، یادگیری معنادار، مهارت های زندگی، تفکر انتقادی، آموزش مهارت محور، یادگیری فعال، شایستگی، مدرسه آینده
نویسندگان
افسانه نوری امیر آبادی
فرهنگی آموزش وپرورش
آزاده شکیبافریو
فرهنگی آموزش وپرورش
معصومه هلالیان
فرهنگی آموزش وپرورش
رعنا اولیایی
فرهنگی آموزش وپرورش