بازخوانی رابطه معلم-دانش آموز در قرن بیست و یکم: عبور از اقتدار سنتی به سوی مشارکت فعال و همدلانه در کلاس درس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_3588
تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405
چکیده مقاله:
تحولات بنیادین اجتماعی، فرهنگی و فناورانه در آغازین دهه های قرن حاضر، ساختارهای متعارف و سنتی نظام های آموزشی را با چالش های عمیق مفهومی و کارکردی روبه رو ساخته است. کانون مرکزی این دگرگونی ها، ماهیت و چگونگی پیوند میان یاددهنده و یادگیرنده است. رابطه معلم با دانش آموز به عنوان هسته بنیادین زیست کلاسی، سالیان متمادی بر پایه مفاهیمی چون انقیاد، سلسله مراتب عمودی، کنترل بیرونی و اقتدار سنتی سامان یافته بود؛ الگویی که در بستر آگاهی های نوین، فردیت یابی فزاینده فراگیران و دسترسی گسترده به منابع متکثر اطلاعاتی، کارایی تربیتی خود را از دست داده و به مانعی در برابر شکوفایی استعدادها و خلاقیت دانش آموزان بدل گردیده است. هدف از نگارش این پژوهش، بازخوانی انتقادی و مفهومی الگوی سنتی رابطه معلم و دانش آموز و ترسیم گذار پارادایمی به سوی الگوی مشارکت فعال، گفت وگومحور و همدلانه در کلاس درس است. این پژوهش از حیث هدف در زمره پژوهش های بنیادی-کاربردی قرار دارد و از نظر ماهیت و شیوه اجرا، بر رویکرد کیفی، روش توصیفی-تحلیلی و راهبرد سنتزپژوهی اسنادی استوار است. جامعه پژوهش را کلیه اسناد بالادستی تحول تربیتی، کتاب های مرجع علوم تربیتی و روان شناسی، و مقالات منتشرشده در نشریات علمی و پژوهشی کشور در حوزه مدیریت کلاسی، جامعه شناسی آموزش و روان شناسی تحولی تشکیل داده اند. از میان اسناد بررسی شده، با کاربست نمونه گیری هدفمند مبتنی بر معیارهای پذیرش نظری، پنجاه و هفت سند معتبر گزینش و از طریق فن تحلیل مضمون در پنج گام پیاپی تحلیل شدند. جهت ممیزی و تایید کیفیت پژوهش، شاخص های باورپذیری، انتقال پذیری و بازبینی کارشناسانه لحاظ گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که عبور از اقتدار صوری و مکانیکی مستلزم بازآفرینی نقش معلم از مقام مسلط و انتقال دهنده محض به تسهیل گر خردمند، همراه دلسوز و طراح تجارب یادگیری مشارکتی است. مولفه های بنیادین این الگوی نوین در پنج شاخص اصلی شامل استقرار عدالت عاطفی و تکریم منزلت انسانی دانش آموز، جایگزینی انضباط تحمیلی با مسئولیت پذیری درونی، برقراری گفت وگوی برابر و نقدپذیری دوسویه، بهره گیری از تصمیم گیری های مشارکتی در مدیریت کلاسی، و ایجاد فضای یادگیری امن و بدون ترس از اشتباه صورت بندی می شود. نتیجه گیری پژوهش روشن می سازد که گذار به همدلی و مشارکت فعال، اقتدار معلم را تضعیف نمی کند؛ بلکه آن را از سطحی شکننده و اداری به سطحی اصیل، اخلاقی و معنوی ارتقا داده و زمینه تبدیل کلاس درس به زیست بومی بالنده، پرنشاط و معنادار را فراهم می آورد.
کلیدواژه ها:
رابطه معلم و دانش آموز ، اقتدار سنتی ، مشارکت فعال ، همدلی پداگوژیک ، جو روانی کلاس ، عدالت عاطفی ، جامعه شناسی مدرسه
نویسندگان