تاثیر رویکرد کلاس معکوس بر توسعه مهارت های تفکر انتقادی و حل مسئله در فراگیران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_3527

تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رویکرد کلاس معکوس بر توسعه مهارت های تفکر انتقادی و حل مسئله در فراگیران انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها آمیخته (کیفی-کمی) از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری بخش کیفی شامل متخصصان علوم تربیتی، طراحان آموزشی و معلمان مجرب شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری، ۱۸ نفر انتخاب شدند. در بخش کمی، از طرح شبه تجربی با پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد و ۱۳۰ دانش آموز دوره متوسطه دوم در قالب چهار گروه کلاسی (دو گروه آزمایش و دو گروه کنترل) با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. گروه های آزمایش در معرض آموزش با رویکرد کلاس معکوس در دوازده جلسه ۹۰ دقیقه ای قرار گرفتند و گروه های کنترل با روش های سنتی آموزش دیدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی آزمون تفکر انتقادی واتسون-گلیزر (۱۹۸۰) با پایایی ۰/۸۸ و آزمون محقق ساخته حل مسئله با پایایی ۰/۹۱ بود. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی با روش تحلیل مضمون (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) و در بخش کمی با آزمون های توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره، تحلیل کوواریانس تک متغیره و تی مستقل) انجام شد. یافته ها نشان داد که رویکرد کلاس معکوس به طور معناداری مهارت های تفکر انتقادی و حل مسئله فراگیران را در مقایسه با گروه کنترل افزایش می دهد . نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل در تمامی مولفه های تفکر انتقادی شامل استنباط، شناسایی مفروضات، استنتاج، تفسیر، تحلیل و ارزشیابی و مولفه های حل مسئله شامل شناسایی مسئله، تحلیل مسئله، ارائه راه حل، انتخاب راه حل و ارزیابی نتایج تفاوت معناداری وجود دارد .همچنین نتایج نشان داد که رویکرد کلاس معکوس بر انگیزه درونی و مشارکت فعال فراگیران تاثیر معناداری دارد. بر اساس یافته ها، پیشنهاد می شود معلمان با رویکرد کلاس معکوس و روش های طراحی محتوای دیجیتال آشنا شوند، زیرساخت های فناوری مدارس تقویت گردند و برنامه های درسی با رویکرد تلفیق یادگیری معکوس بازطراحی شوند.

نویسندگان

امیر قلندرزهی

کارشناسی، دبیری علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان زاهدان

مائده اسمعیلی خان به بن

کارشناسی، امورتربیتی دانشگاه فرهنگیان گرگان

سمیه گردی تختی

کارشناسی ارشد، معماری، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران

علی گردی

کارشناسی، برق قدرت، دانشگاه صدرالمتالهین