واکاوی نقش هوش مصنوعی مولد در بازطراحی فرایند تدریس و ارزیابی هنرآموزان کامپیوتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_3257
تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405
چکیده مقاله:
ظهور هوش مصنوعی مولد به عنوان یکی از تحولات شگرف عصر دیجیتال، الگوهای سنتی تدریس و ارزیابی را در آموزش های فنی و حرفه ای، به ویژه تربیت هنرآموزان کامپیوتر، دستخوش تغییرات بنیادین ساخته است و ضرورت بازاندیشی در ماهیت نقش هنرآموز، طراحی آموزشی و شیوه های سنجش آموخته ها را بیش از پیش نمایان کرده است. این مقاله مروری با هدف واکاوی جامع و نظام مند نقش هوش مصنوعی مولد در بازطراحی فرایند تدریس و ارزیابی هنرآموزان کامپیوتر، به بررسی تحلیلی ادبیات نظری، پژوهش های تجربی و چارچوب های سیاست گذاری موجود در این حوزه می پردازد و می کوشد تصویری روشن و چندبعدی از قابلیت ها، محدودیت ها و چشم اندازهای آتی این فناوری ارائه دهد. هوش مصنوعی مولد با قابلیت هایی نظیر تولید محتوای آموزشی شخصی سازی شده، شبیه سازی محیط های یادگیری تعاملی و واقع گرایانه، خودکارسازی تولید کد و اشکال زدایی، طراحی تمرین های تطبیقی و ارائه بازخورد هوشمند لحظه ای، امکان بازآفرینی نقش هنرآموز از انتقال دهنده صرف دانش به تسهیل گر، مربی و طراح تجربه یادگیری را فراهم می آورد و زمینه ساز گذار از آموزش معلم محور به یادگیری یادگیرنده محور و اکتشافی می شود. در حوزه ارزیابی نیز، این فناوری با بهره گیری از تحلیل داده های یادگیری، ارزیابی عملکردی و پروژه محور، سنجش تکوینی مستمر، خودکارسازی تصحیح و نمره گذاری، و شخصی سازی سطح دشواری سنجش، دقت، سرعت، انعطاف پذیری و عدالت ارزشیابی را به طور معناداری ارتقا می بخشد و امکان سنجش مهارت های پیچیده نظیر حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت و کار تیمی را فراهم می سازد. با این حال، چالش هایی همچون سوگیری الگوریتمی، مسائل اخلاقی و حریم خصوصی، وابستگی فزاینده به فناوری و کاهش تعامل انسانی، شکاف دیجیتال میان مراکز آموزشی، و ضرورت بازآموزی حرفه ای و مستمر هنرآموزان، از موانع مهم اجرای اثربخش و پایدار این فناوری به شمار می روند که نیازمند مدیریت هوشمندانه و سیاست گذاری آموزشی مناسب هستند. یافته های این مرور نشان می دهد که ادغام هوشمندانه، انتقادی و انسان محور هوش مصنوعی مولد در برنامه های تربیت هنرآموز کامپیوتر، در صورت همراهی با سیاست گذاری آموزشی مناسب، توسعه زیرساخت های فناورانه، توانمندسازی مستمر مدرسان و تدوین چارچوب های اخلاقی شفاف، می تواند کیفیت، انعطاف پذیری، اثربخشی و عدالت فرایند یاددهی-یادگیری را به طور معناداری ارتقا دهد و هنرآموزان را برای ایفای نقش موثر در عصر دیجیتال آماده سازد. در نهایت، این مقاله ضمن ترسیم چشم انداز آینده و شناسایی خلاهای پژوهشی موجود، جهت گیری های آتی را برای پژوهشگران، برنامه ریزان درسی و سیاست گذاران آموزشی تبیین می کند و بر لزوم پژوهش های تجربی بیشتر در بافت آموزش های فنی و حرفه ای ایران تاکید می ورزد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرضیه محمدی
کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار ، دانشگاه آزاد میبد