نقش سماع در عرفان و مولانا

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 54

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

AAIESSSP01_803

تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405

چکیده مقاله:

سماع یکی از برجسته ترین جلوه های عرفان اسلامی و از عناصر مهم در سیر و سلوک مولانا جلال الدین محمد بلخی است. در اندیشه مولانا، سماع صرفا حرکت جسمانی یا نوعی رقص آیینی نیست، بلکه تجربه ای روحانی است که می تواند زمینه ساز بیداری درونی، رهایی از تعلقات مادی و تجربه حالات وجد و عشق عرفانی شود. پیوند عمیق میان سماع، موسیقی، شعر، عشق و حرکت در آثار و زندگی مولانا، سبب شده است که سماع به یکی از شناخته شده ترین نمادهای مکتب مولویه تبدیل شود. بررسی زندگی مولانا نشان می دهد که پس از دگرگونی های روحی ناشی از ارتباط او با شمس تبریزی، سماع جایگاه ویژه ای در زندگی معنوی و اجتماعی او پیدا کرد و به شیوه ای برای بیان حالات درونی و تجربه های عرفانی تبدیل شد. در این میان، مفهوم «عشق» نقش اساسی دارد؛ زیرا سماع در نگرش مولانا هنگامی معنا می یابد که از ظاهر حرکت فراتر رود و به تجربه ای درونی و معنوی تبدیل شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سماع در عرفان مولانا و تبیین ارتباط آن با مفاهیمی همچون عشق، وجد، سلوک، موسیقی و رهایی روحانی انجام شده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سماع در اندیشه مولانا نه یک هدف مستقل، بلکه وسیله ای برای تجربه و بیان حالات عرفانی است و جایگاه آن را باید در پیوند با جهان بینی کلی مولانا، به ویژه عشق و حرکت انسان به سوی حقیقت، بررسی کرد.

نویسندگان

شهلا شادمان

لیسانس ادبیات فارسی سیستان و بلوچستان، زابل، دبیر متوسطه دوم

نصرت میری

لیسانس ادبیات فارسی سیستان و بلوچستان، زابل، دبیر متوسطه دوم

نرگس سرگزی

لیسانس دبیری الهیات ومعارف اسلامی سیستان وبلوچستان، زاهدان زاهدان ناحیه ۲، آموزگار ابتدایی

گلپری میر

لیسانس آموزش و پرورش ابتدایی سیستان و بلوچستان، زاهدان، آموزگار ابتدایی