تحول نقش معلم در عصر هوش مصنوعی؛ از انتقال دهنده دانش تا تسهیلگر یادگیری خودتنظیم و تفکر انتقادی دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 51
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AAIESSSP01_738
تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تبیین تحول نقش معلم در عصر هوش مصنوعی و بررسی گذار آن از الگوی سنتی انتقال دانش به نقش تسهیلگر یادگیری خودتنظیم و تفکر انتقادی دانش آموزان انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی همبستگی و مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را معلمان شاغل در مدارس تشکیل دادند که از تجربه استفاده آموزشی از ابزارهای هوش مصنوعی برخوردار بودند و در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵ مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه پژوهش شامل ۳۲۰ معلم بود که با روش نمونه گیری در دسترس و با رعایت معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس نقش تحول یافته معلم در محیط های یادگیری هوش مصنوعی، پرسشنامه یادگیری خودتنظیم و مقیاس تفکر انتقادی دانش آموزان استفاده شد. روایی محتوایی ابزارها با نظر متخصصان علوم تربیتی و فناوری آموزشی بررسی و تایید شد و پایایی مقیاس ها بر اساس ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب ۰/۹۱، ۰/۸۸ و ۰/۸۶ به دست آمد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل شدند و مدل مفهومی پژوهش با بهره گیری از ضرایب مسیر، ضریب تعیین، اثرات مستقیم و غیرمستقیم و شاخص های برازش ارزیابی شد. یافته ها نشان داد نقش تحول یافته معلم تاثیر مثبت و معناداری بر یادگیری خودتنظیم دانش آموزان دارد (β=۰/۶۲، p<۰/۰۰۱) و یادگیری خودتنظیم نیز به طور معناداری تفکر انتقادی را پیش بینی می کند (β=۰/۵۴، p<۰/۰۰۱). همچنین نقش معلم در توسعه تفکر انتقادی دارای اثر مستقیم معنادار بود (β=۰/۳۱، p<۰/۰۰۱). اثر غیرمستقیم نقش تحول یافته معلم بر تفکر انتقادی از مسیر یادگیری خودتنظیم نیز معنادار به دست آمد (β=۰/۳۳، p<۰/۰۰۱) که بیانگر نقش میانجی جزئی یادگیری خودتنظیم است. متغیرهای مدل توانستند ۳۸ درصد از واریانس یادگیری خودتنظیم و ۵۶ درصد از واریانس تفکر انتقادی را تبیین کنند و شاخص های ارزیابی مدل، از برازش قابل قبول ساختار پیشنهادی حمایت کردند. بر اساس یافته ها، هوش مصنوعی جایگزین نقش حرفه ای معلم نیست، بلکه ماهیت این نقش را از انتقال مستقیم اطلاعات به طراحی موقعیت های یادگیری، هدایت فرایندهای شناختی، تقویت خودتنظیمی، ارزیابی انتقادی اطلاعات تولیدشده توسط هوش مصنوعی و پرورش استقلال فکری دانش آموزان تغییر می دهد. بنابراین، توسعه شایستگی های دیجیتال، سواد هوش مصنوعی، مهارت های طراحی یادگیری و توانایی هدایت تفکر انتقادی باید به عنوان مولفه های اساسی توسعه حرفه ای معلمان در سیاست گذاری آموزشی مورد توجه قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی اکرمی نژاد
کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، آموزگار آموزش و پرورش سرخس