نقش نگرش والدین نسبت به ریاضی در شکل گیری اضطراب ریاضی فرزندان بررسی تاثیر روشهای تدریس فعال و مشارکتی بر کاهش اضطراب ریاضی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 68

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

AAIESSSP01_660

تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: اضطراب ریاضی یکی از موانع روان شناختی اساسی در مسیر پیشرفت تحصیلی و بهزیستی شناختی دانش آموزان به شمار می رود که ریشه در تعاملات خانوادگی و ساختارهای آموزشی دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش ابعاد نگرش والدین نسبت به ریاضی در شکل گیری اضطراب ریاضی فرزندان و ارزیابی تجربی اثربخشی و پایداری روش های تدریس فعال و مشارکتی بر کاهش این اضطراب به مرحله اجرا درآمد. روش پژوهش: روش پژوهش بر اساس ماهیت هدف، آمیخته ای از طرح های همبستگی و نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون، گروه کنترل و دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل ۶۰ دانش آموز دارای سطوح بالای اضطراب ریاضی همراه با والدین آن ها بود که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۳۰ نفر) و کنترل (۳۰ نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش به مدت ۱۲ جلسه تحت مداخله آموزشی با الگوی تدریس فعال و مشارکتی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل آموزش های متداول سنتی را دریافت نمود. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تجدیدنظرشده اضطراب ریاضی (MARS-R) و پرسشنامه نگرش والدین نسبت به ریاضیات (PMAS) بود. داده ها با استفاده از آزمون های رگرسیون چندگانه هم زمان و تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) و تک متغیری در سطح معنی داری ۰/۰۵ تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ابعاد نگرش منفی والدین توانستند ۴۸ درصد از واریانس اضطراب ریاضی فرزندان را تبیین نمایند ($p < ۰/۰۰۱$) که در این میان، اضطراب تعاملی والدین و ذهنیت ایستا بیشترین سهم پیش بین را داشتند. همچنین نتایج تحلیل کوواریانس حاکی از آن بود که روش تدریس فعال و مشارکتی تاثیر معناداری بر کاهش نمره کل اضطراب ریاضی و خرده مقیاس های اضطراب یادگیری و اضطراب ارزیابی در مرحله پس آزمون داشته است ($p < ۰/۰۰۱, η^۲ = ۰/۶۸$). افزون بر این، دستاوردهای حاصل از مداخله در مرحله پیگیری یک ماهه با اندازه اثر ۶۵ درصدی از پایداری معناداری برخوردار بود. نتیجه گیری: بر مبنای یافته های به دست آمده، اگرچه نگرش های منفی و تنش های کلامی والدین در محیط خانه بستر آسیب پذیری هیجانی فرزندان را فراهم می سازد، اما بازسازی فضای کلاس درس از طریق پداگوژی های تعاملی و فعال می تواند به عنوان یک سپر حمایتی کارآمد، ادراک تهدید را مهار کرده و امنیت روانی یادگیرندگان را احیا نماید. بنابراین، تلفیق آموزش های خانواده محور با بازآموزی روش های نوین تدریس برای معلمان امری ضروری است.

نویسندگان

زهرا بامیان

لیسانس ریاضی، دانشگاه آزاد، استان همدان، دبیر ریاضی

سیده نسرین فلاحیان

کارشناسی ارشد ریاضی_گرایش جبر، دانشگاه بوعلی سینا، استان همدان، دبیر