نقش فناوری های نوین آموزشی در توسعه مهارت های آینده محور معلمان و دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 58
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AAIESSSP01_648
تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان علمی، فناورانه و اجتماعی در دهه های اخیر، نظام های آموزشی را با ضرورت بازاندیشی اساسی در اهداف، محتوا و روش های تدریس مواجه ساخته است؛ به گونه ای که دیگر انتقال صرف دانش پاسخگوی نیازهای پیچیده و متغیر جوامع امروزی نیست و پرورش مجموعه ای از شایستگی های شناختی، اجتماعی، عاطفی و فناورانه که تحت عنوان مهارت های قرن ۲۱ شناخته می شوند، به اولویتی راهبردی بدل شده است. چارچوب هایی که توسط نهادهایی نظیر Partnership for ۲۱st Century Learning ارائه شده اند، بر مهارت های کلیدی همچون تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت، نوآوری، همکاری، ارتباطات موثر، سواد اطلاعاتی، سواد رسانه ای و سواد دیجیتال تاکید دارند و سازمان هایی مانند UNESCO نیز در اسناد تحولی خود بر یادگیری مادام العمر، عدالت آموزشی و توانمندسازی فراگیران برای زیستن و کار کردن در جامعه دانش بنیان تصریح کرده اند. در این میان، فناوری آموزشی نه صرفا به عنوان مجموعه ای از ابزارهای دیجیتال، بلکه به منزله رویکردی نظام مند برای طراحی، اجرا و ارزشیابی فرایند یادگیری، می تواند بستری پویا برای تحقق این مهارت ها فراهم آورد؛ زیرا فناوری با فراهم سازی محیط های یادگیری تعاملی، چندرسانه ای، شبکه ای و شخصی سازی شده، امکان درگیرسازی عمیق تر فراگیران در فرایند ساخت دانش را مهیا می کند و آنان را از دریافت کنندگان منفعل اطلاعات به یادگیرندگان فعال، پژوهشگر و خلاق تبدیل می سازد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر بررسی اسناد، مقالات علمی و گزارش های بین المللی، در پی تبیین نسبت میان مهارت های قرن ۲۱ و فناوری آموزشی و تحلیل سازوکارهایی است که از طریق آن ها می توان این مهارت ها را در بسترهای رسمی و غیررسمی آموزش تقویت کرد. یافته های بررسی ها نشان می دهد به کارگیری راهبردهایی مانند یادگیری مبتنی بر پروژه، یادگیری مسئله محور، کلاس معکوس، بهره گیری از سامانه های مدیریت یادگیری، ابزارهای همکاری برخط، شبیه سازها، بازی های آموزشی و فناوری های نوظهوری همچون هوش مصنوعی، نه تنها موجب افزایش انگیزش و مشارکت شناختی فراگیران می شود، بلکه فرصت تمرین مهارت های سطح بالای فکری، تصمیم گیری، کار تیمی و ارتباطات بین فرهنگی را نیز فراهم می سازد. علاوه بر این، فناوری آموزشی با ایجاد امکان بازخورد فوری، تحلیل داده های یادگیری و تطبیق محتوا با نیازها و سبک های یادگیری فردی، به تحقق عدالت آموزشی و کاهش شکاف های یادگیری کمک می کند، هرچند چالش هایی نظیر نابرابری دسترسی به زیرساخت های دیجیتال، کمبود مهارت های فناورانه در میان معلمان، مقاومت در برابر تغییر و خطر استفاده سطحی و غیرهدفمند از ابزارهای فناوری می تواند اثربخشی آن را محدود سازد. بر این اساس، ادغام موفق فناوری در آموزش مستلزم رویکردی راهبردی، برنامه ریزی درسی مبتنی بر شایستگی، توانمندسازی حرفه ای معلمان، بازنگری در شیوه های ارزشیابی و توجه هم زمان به ابعاد اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی استفاده از فناوری است. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می دهد که فناوری آموزشی، در صورت طراحی و به کارگیری آگاهانه و هدفمند، می تواند به عنوان اهرمی تحول آفرین در جهت پرورش مهارت های قرن ۲۱ عمل کرده و فراگیران را برای مواجهه موثر، خلاقانه و مسئولانه با پیچیدگی های جهان معاصر آماده سازد و زمینه ساز شکل گیری نسلی توانمند، یادگیرنده مادام العمر و سازگار با تغییرات پرشتاب آینده باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرجان پورمسلمی
کارشناسی زبان و ادبیات فارسی
شهلا حمیدی
کارشناسی علوم اجتماعی
مهناز محمدشاهی
کارشناسی فیزیک
فاطمه اکبر پونکی
کارشناسی ارشد مطالعات زنان گرایش حقوق زن و خانواده