تاثیر استفاده صحیح از ابزارهای هوش مصنوعی بر خلاقیت دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
AAIESSSP01_576
تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان فناوری و گسترش ابزارهای هوش مصنوعی، چشم انداز جدیدی را در برابر نظام های آموزشی قرار داده است. یکی از مهم ترین پرسش های مطرح در این زمینه، چگونگی تاثیر استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی بر خلاقیت دانش آموزان است. خلاقیت از مهم ترین توانایی های شناختی و تربیتی محسوب می شود که در تولید ایده های جدید، حل مسئله، تفکر واگرا، انعطاف پذیری شناختی، نوآوری و سازگاری با شرایط متغیر نقش اساسی دارد. در سال های اخیر، ابزارهای هوش مصنوعی می توانند با ارائه بازخورد فوری، تولید ایده های متنوع، شخصی سازی مسیر یادگیری، ایجاد موقعیت های مسئله محور و فراهم کردن فرصت بازبینی و اصلاح، زمینه های جدیدی برای رشد خلاقیت دانش آموزان فراهم کنند؛ بااین حال، استفاده نادرست و جایگزین کننده از این ابزارها می تواند به کاهش تلاش ذهنی، وابستگی به پاسخ های آماده، کاهش استقلال فکری و تضعیف فرایند ایده پردازی منجر شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر استفاده صحیح از ابزارهای هوش مصنوعی بر خلاقیت دانش آموزان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و کتابخانه ای است. در این پژوهش، مطالعات فارسی مرتبط با هوش مصنوعی در آموزش، خلاقیت دانش آموزان، یادگیری خودتنظیم، تفکر انتقادی، یادگیری پروژه محور و برنامه درسی هوش مصنوعی بررسی و یافته های آنها به صورت تحلیلی تلفیق شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده هدفمند از هوش مصنوعی می تواند از طریق افزایش فرصت های ایده پردازی، تقویت تفکر واگرا، ارائه بازخورد، توسعه انعطاف پذیری شناختی، تقویت یادگیری خودتنظیم و ایجاد امکان بررسی راه حل های متعدد، زمینه رشد خلاقیت دانش آموزان را فراهم کند. همچنین یافته های پژوهش های داخلی نشان می دهد که یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی می تواند بر مولفه هایی از خلاقیت هیجانی از جمله نوآوری و اصالت اثرگذار باشد. در مقابل، زمانی که هوش مصنوعی به جای دانش آموز وظیفه فکرکردن، نوشتن، تحلیل و حل مسئله را برعهده بگیرد، ظرفیت تربیتی آن کاهش می یابد. بر این اساس، استفاده صحیح از هوش مصنوعی باید مبتنی بر اصل «تقویت تفکر به جای جایگزینی تفکر» باشد. نقش معلم در طراحی فعالیت های خلاقانه، آموزش سواد هوش مصنوعی، تقویت تفکر انتقادی، کنترل میزان استفاده از ابزار و ارزشیابی فرایندمحور نیز بسیار مهم است. نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در صورت استفاده آگاهانه، اخلاقی، هدفمند و تربیت محور می تواند از یک فناوری صرفا تولیدکننده پاسخ به ابزاری برای تحریک کنجکاوی، گسترش ایده ها، حل مسئله و پرورش خلاقیت دانش آموزان تبدیل شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
کبری غلامی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی؛ دانشگاه پیام نور؛ آموزگار ابتدایی؛ استان اصفهان شهرستان آران و بیدگل
شهلا یوسفی
کارشناسی روانشناسی؛ دانشگاه پیام نور؛ آموزگار ابتدایی؛ استان آذربایجان غربی شهر مهاباد
سمیه اسدالهی
کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی؛ دانشگاه پیام نور؛ آموزگار ابتدایی؛ استان خراسان جنوبی شهر فردوس
حلیمه مرادی
کارشناسی جغرافیا؛ دانشگاه ادبیات و علوم انسانی؛ آموزگار ابتدایی؛ استان سیستان و بلوچستان شهر زاهدان