بررسی تحلیلی سبک های فرزندپروری والدین و تمایل به پرخاشگری و رفتارهای پرخطر در دانش آموزان ۱۰ تا ۱۸ سال

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 50

فایل این مقاله در 29 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RVRTETPD01_852

تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405

چکیده مقاله:

دوران کودکی و نوجوانی از مهم ترین مراحل شکل گیری شخصیت، مهارت های اجتماعی، خودکنترلی و الگوهای رفتاری افراد محسوب می شود. در این دوره، خانواده به عنوان نخستین و اثرگذارترین محیط اجتماعی شدن کودک، نقش مهمی در شکل گیری شیوه های مواجهه با هیجان ها، تعارض ها و موقعیت های اجتماعی ایفا می کند. سبک فرزندپروری والدین از جمله عوامل مهم خانوادگی است که می تواند بر سازگاری روان شناختی و اجتماعی فرزندان، نحوه تنظیم هیجان، میزان پرخاشگری و گرایش آنان به رفتارهای پرخطر اثرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تحلیلی رابطه میان سبک های فرزندپروری والدین و تمایل به پرخاشگری و رفتارهای پرخطر در دانش آموزان ۱۰ تا ۱۸ سال انجام شده است. مقاله حاضر از نوع مروری تحلیلی است و با بررسی ادبیات نظری و پژوهش های انجام شده در زمینه سبک های فرزندپروری، پرخاشگری، رفتارهای پرخطر، سازگاری نوجوانان و نقش خانواده تدوین شده است. یافته های پژوهش های پیشین نشان می دهد سبک فرزندپروری مقتدرانه که ترکیبی از گرمی، حمایت، ارتباط موثر، نظارت و تعیین حدود منطقی است، عموما با پیامدهای سازگارانه تر و کاهش رفتارهای پرخطر همراه است؛ در مقابل، سبک های مستبدانه، سهل گیرانه و غفلت گرایانه، بسته به زمینه و شدت، می توانند با افزایش مشکلات رفتاری، ضعف خودتنظیمی، پرخاشگری و گرایش به رفتارهای پرخطر ارتباط داشته باشند. فراتحلیل ها نیز وجود رابطه میان سبک های منفی فرزندپروری و پرخاشگری کودکان و نوجوانان را تایید کرده اند. در عین حال، رابطه سبک فرزندپروری و رفتارهای پرخطر را نمی توان رابطه ای ساده و مستقیم دانست؛ عواملی مانند ویژگی های شخصیتی کودک، گروه همسالان، وضعیت اقتصادی اجتماعی، کیفیت ارتباط والدین با یکدیگر، نظارت والدینی، مدرسه، رسانه های اجتماعی و مرحله رشد می توانند این رابطه را تعدیل کنند. بر اساس یافته های مقاله، پیشگیری از پرخاشگری و رفتارهای پرخطر در دانش آموزان نیازمند رویکردی چندسطحی است که در آن آموزش والدین، تقویت مهارت های ارتباطی خانواده، آموزش تنظیم هیجان به دانش آموزان، افزایش همکاری خانه و مدرسه و شناسایی زودهنگام عوامل خطر مورد توجه قرار گیرد. در مجموع، کیفیت رابطه والد فرزند و نحوه اعمال کنترل و حمایت، بیش از صرف وجود یا فقدان قوانین خانوادگی، در شکل گیری رفتارهای سازگارانه یا ناسازگارانه دانش آموزان اهمیت دارد.

نویسندگان

پریسا خادم نوع

کارشناسی مهندسی کامپیوتر نرم افزار، دانشکده فنی وحرفه ای دکتر شریعتی

گلدسته محمدی علی آباد

دانش آموخته رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید مدنی تبریز، آذربایجان شرقی، ایران