یادگیری مادام العمر به مثابه تحول افق، نه انباشت مهارت: تمایز بهبود درون چارچوب از بازآرایی پارادایم یادگیری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFSSPS01_2060

تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405

چکیده مقاله:

در گفتمان سیاستی و نهادی یادگیری مادام العمر، غالبا «یادگیری در طول عمر» با انباشت مهارت، به روزرسانی محتوا، ارتقای شایستگی و انباشت گواهینامه یکی گرفته می شود. این یکی گرفتن، هرچند برای بازار کار و دسترسی آموزشی مشروعیت دارد، تمایز مفهومی مهمی را در میدان آموزش بزرگسالان می پوشاند: تمایز میان بهبود مهارت و طرح معنا درون افقی پایدار، و بازآرایی خود افقی که با آن یادگیرنده جهان کار، خود و یادگیری را می بیند. مقاله ی حاضر استدلال می کند که یادگیری مادام العمر را نباید با انباشت مهارت یا به روزرسانی محتوا درون همان افق یادگیری یکی گرفت؛ تمایز مفهومی میان بهبود درون چارچوب (بهبود طرح های معنا، توسعه ی حرفه ای مستمر (CPD)، حل معمای آموزشی، ترمیم کمربند برنامه) و بازآرایی افق / پارادایم یادگیری (تحول چشم انداز معنا؛ جابه جایی هسته ی سخت «یادگیرنده بودن» و معیارهای مسئله–موفقیت) برای سیاست و عمل آموزش بزرگسالان ضروری است — و انباشت گواهینامه به تنهایی این تمایز را تضمین نمی کند. ستون فقرات تحلیلی، نظریه ی یادگیری تحولی جک میزرو (تمایز طرح معنا از چشم انداز معنا) است؛ مفاهیم کوهن، لاکاتوش و کواین–دوهم صرفا به مثابه تمثیل های راهنما برای برنامه های یادگیری به کار می روند، نه به عنوان بازسازی فلسفه ی علم. اسناد سیاستی سازمان همکاری و توسعه ی اقتصادی و یونسکو نیز به عنوان نقطه ی مقابل تحلیلی مهارت محور و کل نگر بازخوانی می شوند تا نشان داده شود کجا انباشت مهارت مشروع است و کجا ادعای «تحول» ناشناخته می ماند.کلیدواژه ها: یادگیری مادام العمر؛ یادگیری تحولی؛ چشم انداز معنا؛ انباشت مهارت؛ بهبود درون چارچوب؛ پارادایم یادگیری

نویسندگان

نیما بهرنگ

دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف