لنین و رابطه او با مارکس؛ تداوم یا بازinterpretation مارکسیسم؟
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 67
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RVRTETPD01_713
تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405
چکیده مقاله:
رابطه فکری و نظری ولادیمیر ایلیچ لنین با کارل مارکس از مهم ترین موضوعات در مطالعه تحول اندیشه مارکسیستی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است. لنین خود را پیرو و ادامه دهنده مارکس می دانست و در بسیاری از آثار خود کوشید اصول اساسی مارکسیسم را در شرایط تاریخی جدید تفسیر و عملیاتی کند. بااین حال، تفاوت چشمگیر میان شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اروپای زمان مارکس و روسیه دوران لنین سبب شد که لنین در برخی حوزه ها به بازتفسیر و بسط مفاهیم مارکسیستی بپردازد. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که آیا اندیشه لنین را باید تداوم مستقیم اندیشه مارکس دانست یا آنکه لنین با ایجاد تغییراتی در برداشت از حزب، انقلاب، دولت، امپریالیسم و نقش عامل سیاسی، صورت تازه ای از مارکسیسم را پدید آورد. یافته های پژوهش نشان می دهد که رابطه لنین با مارکس نه رابطه تقلید کامل و نه رابطه گسست کامل است؛ بلکه می توان آن را نوعی «تداوم همراه با بازتفسیر» دانست. لنین در زمینه هایی همچون مبارزه طبقاتی، ماتریالیسم تاریخی، نقد سرمایه داری، نقش تاریخی طبقه کارگر و ضرورت گذار از مناسبات سرمایه داری، به مبانی مارکس وفادار ماند؛ اما در زمینه سازمان سیاسی، حزب پیشتاز، شرایط انقلاب در کشورهای دارای توسعه ناموزون، تحلیل امپریالیسم و نسبت دولت و انقلاب، خوانشی جدید و متناسب با شرایط تاریخی خود ارائه کرد. ازاین رو، لنینیسم را می توان یکی از مهم ترین صورت های تحول یافته مارکسیسم در قرن بیستم دانست که ضمن حفظ هسته هایی از نظریه مارکس، برخی مفاهیم آن را از سطح نظری به سطح راهبرد سیاسی و سازمانی منتقل کرد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و کتابخانه ای است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رضا محمدیان
پژوهشگر جامعه شناسی مجموعه شاولد شهر شیراز