تحلیل تطبیقی مفاهیم عرفانی در اشعار مولوی و حافظ

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_1398

تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405

چکیده مقاله:

عرفان در شعر فارسی یکی از مهم ترین جلوه های پیوند اندیشه، تجربه معنوی و بیان هنری است و در آثار شاعران بزرگی همچون مولوی و حافظ، ابعاد گوناگونی از این سنت فکری و ادبی بازتاب یافته است. هر دو شاعر از مفاهیمی چون عشق، معرفت، سلوک، رهایی از خود، وحدت، حقیقت، انسان و رابطه او با امر قدسی سخن گفته اند؛ با این حال، شیوه صورت بندی و بیان این مفاهیم در شعر آنان یکسان نیست. مولوی در بسیاری از اشعار خود، عرفان را به صورت حرکتی پویا و سلوکی از خودشناسی و خودرهایی به سوی حقیقت مطرح می کند و عشق در منظومه فکری او نیرویی دگرگون کننده و عامل گذار انسان از محدودیت های فردی است. در مقابل، حافظ با بهره گیری از زبان نمادین، ایهام، رندی، می، خرابات و تقابل ظاهر و باطن، مفاهیم عرفانی را در ساختاری چندلایه و گاه چندمعنا بیان می کند. هدف پژوهش حاضر، تحلیل تطبیقی مفاهیم عرفانی در اشعار مولوی و حافظ و شناسایی وجوه اشتراک و افتراق اندیشه عرفانی آنان است. پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و روش تطبیقی انجام شده و با تکیه بر منابع معتبر فارسی، مهم ترین مولفه های عرفانی در آثار دو شاعر بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه عشق، حقیقت جویی، رهایی از تعلقات دنیوی و توجه به باطن در شعر هر دو شاعر جایگاهی اساسی دارد، مولوی بیشتر بر حرکت، سلوک، تحول درونی و تجربه مستقیم حقیقت تاکید می کند، در حالی که حافظ مفاهیم عرفانی را با نقد ریا، زهد ظاهری، تعصب و صورت گرایی درهم می آمیزد. بنابراین، تفاوت اصلی آنان را می توان نه در اصل توجه به عرفان، بلکه در شیوه تجربه، سازمان دهی و بیان هنری مفاهیم عرفانی دانست.

نویسندگان

زینت تک دهقان

کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور قزوین دبیر دبیرستان دوره دوم آبیک، قزوین