هوش مصنوعی؛ ابزاری برای توسعه عدالت، افزایش دسترسی و تامین نیازهای مختلف آموزشی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_1359

تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405

چکیده مقاله:

تحولات شتابان هوش مصنوعی، چشم اندازهای تازه ای برای تحقق عدالت آموزشی، افزایش دسترسی پذیری و پاسخ گویی به نیازهای متنوع یادگیرندگان فراهم کرده است. در نظام های آموزشی سنتی، ارائه یکسان محتوا، روش تدریس و شیوه ارزیابی به همه دانش آموزان، معمولا نمی تواند تفاوت های فردی، اجتماعی، فرهنگی، زبانی، جسمی و شناختی آنان را پوشش دهد. در این میان، هوش مصنوعی می تواند با تحلیل داده های یادگیری، شناسایی نقاط قوت و ضعف هر دانش آموز، طراحی مسیرهای یادگیری شخصی سازی شده و ارائه بازخورد فوری، زمینه را برای مشارکت بیشتر و یادگیری موثرتر فراهم کند. همچنین فناوری هایی مانند تبدیل متن به گفتار، تبدیل گفتار به متن، زیرنویس خودکار، ترجمه هوشمند، تشخیص تصویر، تولید متن جایگزین، ابزارهای خوانش دیجیتال و رابط های سازگارشونده می توانند موانع یادگیری دانش آموزان دارای معلولیت، اختلالات یادگیری، تفاوت های زبانی و نیازهای آموزشی خاص را کاهش دهند.پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در خدمت عدالت آموزشی، دسترسی پذیری و پاسخ گویی به نیازهای متنوع یادگیرندگان، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و مطالعه اسناد و منابع علمی انجام شده است. در این پژوهش، ظرفیت های هوش مصنوعی در سه محور اصلی شامل ایجاد فرصت های برابر آموزشی، پشتیبانی از یادگیری فراگیر و تقویت نقش معلم بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند با فراهم کردن آموزش انعطاف پذیر، ارائه محتوای چندرسانه ای، کمک به شناسایی زودهنگام افت تحصیلی و کاهش بخشی از وظایف تکراری معلمان، کیفیت و اثربخشی فرایند آموزش را افزایش دهد. این فناوری همچنین می تواند به دانش آموزانی که به دلیل محل زندگی، شرایط اقتصادی، بیماری، معلولیت یا محدودیت های ارتباطی از آموزش باکیفیت محروم هستند، فرصت های جدیدی برای یادگیری و مشارکت ارائه کند.با وجود این، استفاده از هوش مصنوعی به تنهایی تضمین کننده عدالت آموزشی نیست. شکاف دیجیتال، دسترسی نابرابر به اینترنت و تجهیزات، هزینه ابزارهای هوشمند، کمبود مهارت دیجیتال معلمان، ضعف داده های آموزشی، سوگیری الگوریتمی و تهدید حریم خصوصی می تواند موجب بازتولید یا حتی تشدید نابرابری های موجود شود. همچنین اگر طراحی فناوری بدون مشارکت معلمان، دانش آموزان دارای نیازهای ویژه، خانواده ها و متخصصان آموزش فراگیر انجام شود، احتمال دارد ابزار تولیدشده با نیازهای واقعی کاربران هماهنگ نباشد. ازاین رو، استفاده عادلانه از هوش مصنوعی نیازمند طراحی فراگیر، ارزیابی مستمر عملکرد سامانه ها، شفافیت در تصمیم گیری، نظارت انسانی، آموزش حرفه ای معلمان و تدوین سیاست های حمایتی است.نتایج این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی باید به عنوان ابزاری توانمندساز در کنار معلم و یادگیرنده به کار گرفته شود، نه به عنوان جایگزین ارتباط انسانی و قضاوت حرفه ای. تحقق آموزش عادلانه در عصر هوش مصنوعی مستلزم آن است که فناوری برای تفاوت های انسانی طراحی شود و همه یادگیرندگان، صرف نظر از جنسیت، زبان، فرهنگ، وضعیت اقتصادی، محل زندگی یا توانایی جسمی و ذهنی، امکان دسترسی، مشارکت و پیشرفت در فرایند یادگیری را داشته باشند. بنابراین، آینده مطلوب آموزش زمانی شکل خواهد گرفت که توسعه هوش مصنوعی با اصول عدالت، برابری فرصت ها، دسترسی پذیری، کرامت انسانی و مسئولیت پذیری اجتماعی همراه باشد. پژوهش های جدید نیز بر همین ضرورت تاکید دارند و در عین اشاره به ظرفیت هوش مصنوعی برای شخصی سازی و افزایش مشارکت، آموزش معلمان، رعایت ملاحظات اخلاقی و طراحی دسترس پذیر را شرط بهره مندی برابر همه یادگیرندگان می دانند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

رضا نعیمی راد

کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی

مبین حاجی علیزاده

دانشجوی رشته زبان انگلیسی