یادگیری زبان دوم در مدارس ایران (بایدها و نبایدها): تبیین نقش معلم در فرایند یاددهی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERWAN01_1341
تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405
چکیده مقاله:
یادگیری زبان دوم در نظام آموزشی ایران، به ویژه در مدارس، موضوعی چندبعدی است که نمی توان آن را صرفا به آموزش واژگان، قواعد دستوری و مهارت پاسخ گویی به پرسش های امتحانی تقلیل داد. زبان خارجی در شرایط کنونی بخشی از سرمایه فرهنگی، علمی و ارتباطی دانش آموزان محسوب می شود و توانایی استفاده از آن می تواند دسترسی آنان را به منابع علمی، فناوری، ارتباطات بین فرهنگی و فرصت های یادگیری گسترده تر فراهم کند. با وجود جایگاه رسمی آموزش زبان خارجی در برنامه درسی مدارس، شواهد پژوهشی نشان می دهد که میان اهداف برنامه های درسی، انتظارات ارتباطی از دانش آموزان و آنچه در بسیاری از کلاس های درس عملا اتفاق می افتد، فاصله هایی وجود دارد. در این میان، معلم زبان خارجی جایگاهی تعیین کننده دارد؛ زیرا برنامه درسی، کتاب آموزشی، روش تدریس و حتی امکانات مدرسه زمانی به تجربه واقعی یادگیری تبدیل می شوند که معلم بتواند آنها را متناسب با ویژگی های یادگیرندگان و شرایط کلاس تفسیر و اجرا کند. برنامه درسی ملی نیز حوزه زبان های خارجی را بستری برای تعامل فرهنگی، دریافت و انتقال دستاوردهای علمی و برقراری ارتباط در سطوح گسترده تر معرفی می کند.مسئله اصلی این مقاله، بررسی بایدها و نبایدهای یادگیری زبان دوم در مدارس ایران با تمرکز ویژه بر نقش معلم در فرایند یاددهی است. رویکرد مقاله تحلیلی اسنادی است و تلاش می کند با استفاده از مبانی نظری یادگیری زبان دوم، اسناد برنامه درسی، منابع آموزشی و یافته های پژوهش های مرتبط با آموزش زبان انگلیسی در مدارس ایران، تصویری منسجم از عوامل موثر بر کیفیت یاددهی و یادگیری ارائه دهد. در این چارچوب، عواملی مانند زمان آموزشی، اندازه کلاس، کیفیت منابع، شیوه ارزشیابی، نگرش معلم و دانش آموز، دانش حرفه ای معلم، فرصت تعامل زبانی، توجه به تفاوت های فردی، استفاده سنجیده از فناوری و ارتباط میان اهداف رسمی و رویه های واقعی کلاس بررسی می شوند. مطالعات انجام شده در مدارس ایران نیز نشان داده اند که کمبود زمان، منابع آموزشی محدود، چالش های حرفه ای معلمان و فاصله میان رویکردهای ارتباطی و رویه های سنتی از موانع مهم اجرای اثربخش آموزش زبان خارجی هستند.یافته های تحلیلی مقاله نشان می دهد که نقش معلم در آموزش زبان دوم را باید از «ارائه دهنده محتوا» به «طراح محیط یادگیری، تسهیلگر تعامل، ارزیاب فرایند، الگوی زبانی، هدایتگر خودتنظیمی و کنشگر حرفه ای» ارتقا داد. معلم اثربخش نه تنها باید دانش زبانی مناسبی داشته باشد، بلکه لازم است بتواند از دانش زبانی خود برای ایجاد موقعیت های واقعی و معنادار ارتباطی استفاده کند. همچنین مشخص شد که حرکت به سوی آموزش ارتباطی بدون اصلاح هم زمان ارزشیابی، زمان آموزشی، منابع، تربیت حرفه ای معلمان و فرهنگ مدرسه، احتمالا به تغییرات سطحی منجر خواهد شد. پژوهش های جدید در ایران نیز نشان داده اند که میان سیاست های ارتباطی و عملکرد واقعی کلاس ها همچنان شکاف وجود دارد و عوامل نهادی، فرهنگی، یادگیرنده ای و حرفه ای در اجرای اصلاحات نقش دارند.بر اساس تحلیل انجام شده، آموزش زبان دوم در مدارس ایران زمانی می تواند به اهداف واقعی خود نزدیک شود که میان برنامه درسی، آموزش معلم، کتاب درسی، شیوه ارزشیابی، محیط مدرسه و نیازهای واقعی دانش آموزان هماهنگی ایجاد شود. در چنین الگویی، معلم محور اجرای تغییر است، اما مسئول همه کاستی های نظام آموزشی نیست؛ بلکه باید در یک نظام پشتیبان حرفه ای، امکان تصمیم گیری آموزشی، توسعه شایستگی، همکاری با همکاران، دسترسی به منابع و بازخورد حرفه ای داشته باشد. مقاله در پایان، مجموعه ای از پیشنهادهای اجرایی برای معلمان، مدارس، مدیران، برنامه ریزان آموزشی، سیاست گذاران و خانواده ها ارائه می کند و بر این اصل تاکید دارد که کیفیت یادگیری زبان دوم حاصل تعامل میان عامل انسانی، برنامه درسی، محیط یادگیری و سیاست های آموزشی است، نه محصول یک عامل منفرد.
کلیدواژه ها:
یادگیری زبان دوم ، آموزش زبان انگلیسی ، مدارس ایران ، معلم زبان خارجی ، فرایند یاددهی ، آموزش ارتباطی ، برنامه درسی زبان خارجی ، مهارت ارتباطی ، ارزشیابی زبان ، توسعه حرفه ای معلمان
نویسندگان
حسن نبیان
کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب ؛ دانشگاه اصفهان ؛ استان اصفهان ؛ شهر اصفهان
سوسن نهاوندی
کارشناسی ادبیات و زبان انگلیسی ؛ دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد ؛ استان لرستان ؛ شهرستان بروجرد