بررسی تاثیر فعالیت های بین رشته ای، پیوند موضوعات درسی و حل مسائل چندبعدی بر توسعه تفکر جامع دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 2

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

COESEFOI01_1618

تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405

چکیده مقاله:

تحولات اجتماعی، فناورانه و علمی معاصر، مدرسه را با مسئله ای فراتر از انتقال مجموعه ای از اطلاعات تخصصی مواجه ساخته است. دانش آموز امروز برای فهم و مواجهه با مسائل واقعی زندگی، نیازمند توانایی برقراری ارتباط میان حوزه های دانشی، تشخیص روابط متقابل میان پدیده ها، تحلیل مسئله از چند زاویه، ترکیب شواهد و انتخاب راه حل هایی است که پیامدهای آن ها را در سطوح مختلف در نظر بگیرد. در چنین شرایطی، تفکر جامع را می توان یکی از برآیندهای مهم آموزش هایی دانست که مرزهای صلب میان مواد درسی را کاهش داده و یادگیری را حول مسائل، موقعیت ها و تجربه های معنادار سازمان می دهند. هدف مقاله حاضر، تحلیل پیوند میان فعالیت های بین رشته ای، ارتباط موضوعات درسی و حل مسائل چندبعدی و بررسی سازوکارهایی است که از طریق آن ها این رویکردها می توانند به توسعه تفکر جامع دانش آموزان منجر شوند. مرور تحلیلی پژوهش های داخلی نشان می دهد که برنامه درسی تلفیقی و فعالیت های مسئله محور، هنگامی که صرفا به کنار هم قرار دادن محتوای چند درس محدود نشوند، می توانند زمینه را برای شکل گیری ارتباط مفهومی، انتقال یادگیری، پرسشگری، استدلال، تفکر انتقادی، خودتنظیمی و درک روابط سیستمی فراهم کنند. با این حال، شواهد موجود همچنین نشان می دهد که اثرگذاری این رویکردها وابسته به کیفیت طراحی آموزشی، نوع مسئله، نقش معلم، فرصت گفت وگو، شیوه ارزشیابی و میزان انعطاف برنامه درسی است. از این منظر، تلفیق دروس به خودی خود به تفکر جامع منجر نمی شود؛ بلکه زمانی چنین پیامدی محتمل تر است که دانش آموز ناگزیر شود برای فهم یک مسئله واقعی، دانش ها و روش های متفاوت را به یکدیگر پیوند دهد و میان پیامدهای گوناگون تصمیم خود رابطه برقرار کند. یافته های مرور حاضر همچنین بیانگر آن است که تفکر سیستمی می تواند حلقه مفهومی میان فعالیت بین رشته ای و حل مسائل چندبعدی باشد، زیرا دانش آموز را از مشاهده عناصر منفرد به سوی درک روابط، الگوها، بازخوردها، وابستگی ها و پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم هدایت می کند. در نهایت، توسعه تفکر جامع مستلزم تغییر هم زمان در طراحی محتوا، روش تدریس، ساختار فعالیت های یادگیری و ارزشیابی است و نمی توان آن را صرفا پیامد استفاده مقطعی از یک روش تدریس تلقی کرد.

نویسندگان

سیما رفیعی

نویسنده