طراحی معماری واکنش گرا برای ساختمان های مسکونی با الهام از داده های رفتاری ساکنان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERWAN01_1233
تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف طراحی معماری واکنش گرا برای ساختمان های مسکونی بر اساس تحلیل داده های رفتاری ساکنان و تبیین چگونگی تبدیل الگوهای استفاده از فضا به راهکارهای طراحی انعطاف پذیر و پاسخ گو انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه پژوهش را ساکنان ساختمان های مسکونی تشکیل دادند و با استفاده از نمونه گیری در دسترس، ۲۸۴ نفر از ساکنان دارای تجربه سکونت حداقل یک ساله در مطالعه مشارکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه الگوهای رفتاری و تعامل با فضا، مقیاس ارزیابی انعطاف پذیری و پاسخ گویی معماری و چک لیست ادراک کیفیت محیط مسکونی گردآوری شد. روایی محتوایی ابزارها با نظر متخصصان معماری و علوم رفتاری بررسی و تایید شد و ضرایب آلفای کرونباخ برای مقیاس های اصلی به ترتیب ۰/۸۷، ۰/۸۴ و ۰/۹۰ به دست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب ابزارها بود. تحلیل داده ها با استفاده از SPSS و SmartPLS انجام گرفت و برای ارزیابی مدل اندازه گیری، مدل ساختاری و روابط مستقیم و غیرمستقیم میان متغیرها از ضرایب مسیر، مقدار R²، اندازه اثر و آزمون بوت استرپ استفاده شد. یافته ها نشان داد الگوهای رفتاری ساکنان تاثیر مثبت و معناداری بر شکل گیری مولفه های معماری واکنش گرا دارند (β=۰/۶۲، p<۰/۰۰۱) و این متغیر به طور معناداری انعطاف پذیری فضایی را پیش بینی می کند (β=۰/۵۸، p<۰/۰۰۱). همچنین، انعطاف پذیری فضایی رابطه معناداری با ادراک کیفیت محیط مسکونی داشت (β=۰/۴۶، p<۰/۰۰۱). مقدار R² برای معماری واکنش گرا ۰/۳۸ و برای کیفیت ادراک شده محیط مسکونی ۰/۴۹ گزارش شد. نتایج ارزیابی مدل نیز برازش قابل قبولی را نشان داد و شاخص SRMR برابر با ۰/۰۶ و شاخص NFI برابر با ۰/۸۹ به دست آمد. تحلیل اثرات غیرمستقیم نشان داد انعطاف پذیری فضایی در رابطه میان داده های رفتاری ساکنان و کیفیت محیط مسکونی نقش میانجی معناداری ایفا می کند (β=۰/۲۷، p<۰/۰۰۱)، به گونه ای که شناخت الگوهای حضور، جابه جایی، تعامل، استقرار و تغییرپذیری فعالیت های روزمره می تواند مبنایی برای تنظیم ابعاد، ارتباطات فضایی، قابلیت تغییر کاربری و کنترل شرایط محیطی قرار گیرد. بر اساس یافته ها، معماری واکنش گرا زمانی می تواند به نیازهای واقعی کاربران پاسخ دهد که تصمیم های طراحی از الگوهای رفتاری واقعی و داده های حاصل از تجربه زیسته ساکنان تغذیه شوند. بنابراین، بهره گیری نظام مند از داده های رفتاری در فرایند طراحی می تواند ضمن افزایش انعطاف پذیری و کارآمدی فضاهای مسکونی، کیفیت تجربه سکونت و انطباق پذیری ساختمان با تغییر نیازهای کاربران را ارتقا دهد. این رویکرد می تواند به عنوان چارچوبی کاربردی برای معماران، طراحان و برنامه ریزان در جهت گذار از طراحی ایستا به طراحی مبتنی بر شواهد و کاربرمحور مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
یلدا قهرمانی
فوق لیسانس،معماری