نقش یادگیری معنادار، ارتباط با زندگی واقعی و تجربه های آموزشی در ماندگاری آموخته های دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 2

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

COESEFOI01_1532

تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405

چکیده مقاله:

ماندگاری آموخته های دانش آموزان یکی از مسائل بنیادی در کیفیت بخشی به فرایند آموزش است؛ زیرا تحقق یادگیری زمانی از سطح موفقیت کوتاه مدت در آزمون فراتر می رود که دانش، مهارت و فهم ایجادشده بتواند در طول زمان حفظ شود، در موقعیت های تازه بازیابی گردد و در شرایط واقعی زندگی به کار آید. مسئله اساسی آن است که میان «یادگیری» و «به خاطر سپردن» تفاوت وجود دارد و نمی توان هر افزایش عملکرد فوری در آزمون را به معنای شکل گیری یادگیری پایدار تلقی کرد. مقاله حاضر با رویکرد مروری تحلیلی، نقش سه محور به هم پیوسته، یعنی یادگیری معنادار، ارتباط محتوای آموزشی با زندگی واقعی و بهره گیری هدفمند از تجربه های آموزشی را در ماندگاری آموخته های دانش آموزان بررسی می کند. استدلال اصلی مقاله آن است که پایداری یادگیری محصول یک عامل منفرد نیست، بلکه زمانی افزایش می یابد که دانش جدید بر دانش پیشین استوار شود، دانش آموز در فرایند ساخت معنا مشارکت کند، موضوع آموزشی برای او دارای ارزش و کاربرد ادراک شده باشد، تجربه مستقیم و فعالیت عملی به فهم انتزاعی پیوند بخورد و امکان بازیابی و انتقال آموخته به موقعیت های متفاوت فراهم شود. شواهد پژوهش های فارسی نشان می دهد که یادگیری تجربی، فعالیت های اکتشافی و پروژه محور عموما با افزایش مشارکت، درک مفهومی، انگیزش، توانمندی عملی، خلاقیت و تعمیق یادگیری همراه بوده اند؛ بااین حال، بخش قابل توجهی از این ادبیات بر مطالعات توصیفی، مروری یا مقطعی استوار است و سنجش ماندگاری واقعی آموخته ها در فاصله زمانی پس از آموزش کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از این رو، اثرگذاری روش های فعال آموزشی را نباید صرفا به اجرای یک تکنیک تدریس نسبت داد؛ کیفیت طراحی تجربه، تناسب فعالیت با هدف آموزشی، نقش هدایتگر معلم، فرصت بازاندیشی، نوع ارزشیابی و امکان انتقال دانش نیز تعیین کننده اند. جمع بندی شواهد نشان می دهد که هرچه یادگیری از انتقال منفعل اطلاعات به تجربه ای معنادار، موقعیتی، مسئله محور و قابل استفاده تبدیل شود، احتمال شکل گیری ساختارهای دانشی منسجم و در نتیجه دوام و قابلیت انتقال آموخته ها بیشتر خواهد شد.

نویسندگان