تحلیل ضرورت و تاثیر آموزش های بین رشته ای در بسط توانمندی های ذهنی و خلاقیت کاربردی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFERWAN01_1168

تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405

چکیده مقاله:

هدف پژوهش حاضر، تحلیل ضرورت و تبیین تاثیر آموزش های بین رشته ای بر بسط توانمندی های ذهنی و خلاقیت کاربردی دانش آموزان و بررسی نقش ظرفیت های یادگیری تلفیقی در تقویت تفکر انتقادی، حل مسئله، انعطاف پذیری شناختی و تولید راه حل های نوآورانه بود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان دوره عمومی تشکیل دادند و در سال ۱۴۰۵، تعداد ۳۸۴ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس آموزش بین رشته ای، پرسشنامه توانمندی های ذهنی و مقیاس خلاقیت کاربردی گردآوری شد. روایی محتوایی ابزارها با استفاده از نظر ۱۰ نفر از متخصصان علوم تربیتی و برنامه ریزی درسی تایید شد و تحلیل عاملی تاییدی نیز ساختار مناسب ابزارها را نشان داد؛ ضرایب آلفای کرونباخ برای مقیاس های آموزش بین رشته ای، توانمندی های ذهنی و خلاقیت کاربردی به ترتیب ۰/۹۱، ۰/۸۸ و ۰/۹۰ به دست آمد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS ۲۸ و SmartPLS ۴ انجام گرفت. نتایج مدل ساختاری نشان داد آموزش های بین رشته ای تاثیر مثبت و معناداری بر توانمندی های ذهنی دانش آموزان دارد (β=۰/۶۲، p<۰/۰۰۱) و این متغیر به طور مستقیم نیز خلاقیت کاربردی را پیش بینی می کند (β=۰/۴۱، p<۰/۰۰۱). همچنین توانمندی های ذهنی رابطه مثبت و معناداری با خلاقیت کاربردی داشتند (β=۰/۵۳، p<۰/۰۰۱). مقدار R² برای توانمندی های ذهنی ۰/۳۸ و برای خلاقیت کاربردی ۰/۵۷ محاسبه شد که بیانگر قدرت تبیین قابل قبول مدل بود. تحلیل اثرات غیرمستقیم نشان داد آموزش بین رشته ای از طریق تقویت توانمندی های ذهنی، اثر غیرمستقیم معناداری بر خلاقیت کاربردی دارد (β=۰/۳۳، p<۰/۰۰۱)؛ در نتیجه، اثر کل آموزش های بین رشته ای بر خلاقیت کاربردی به ۰/۷۴ رسید. شاخص های ارزیابی مدل نیز برازش مطلوب ساختار پیشنهادی را تایید کردند. یافته ها نشان می دهد آموزش بین رشته ای صرفا راهبردی برای تلفیق محتوای دروس نیست، بلکه می تواند با ایجاد ارتباط میان مفاهیم، موقعیت های واقعی و مسائل چندبعدی، ظرفیت های شناختی دانش آموزان را فعال و زمینه انتقال یادگیری به موقعیت های جدید را فراهم کند. بر این اساس، طراحی فعالیت های آموزشی مبتنی بر حل مسائل واقعی، پروژه های تلفیقی، کاوشگری، همکاری گروهی و پیوند هدفمند حوزه های دانشی می تواند به توسعه تفکر انعطاف پذیر و خلاقیت کاربردی منجر شود. بنابراین، توجه نظام آموزشی به برنامه های درسی بین رشته ای، توانمندسازی معلمان برای طراحی تجربه های یادگیری تلفیقی و بازنگری در شیوه های ارزشیابی می تواند گامی موثر در گذار از یادگیری حافظه محور به یادگیری عمیق، مسئله محور و نوآورانه باشد.

نویسندگان

مرتضی دهنوی

کارشناسی شیمی کاربردی، دبیر علوم تجربی

تیمور حسین آبادی

کارشناسی امور تربیتی، معاون پرورشی