استراتژی های دبیران برای پیوند دادن مطالب کتاب علوم با محیط زندگی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERWAN01_1101
تاریخ نمایه سازی: 1 مهر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی استراتژی های دبیران برای پیوند دادن مطالب کتاب علوم با محیط زندگی دانش آموزان انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی پیمایشی با رویکرد کمی بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دبیران علوم یک مدرسه در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵ تشکیل دادند که به دلیل محدود بودن تعداد افراد، کل جامعه به روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفت و ۳۰ دبیر در پژوهش مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته استراتژی های پیوند آموزش علوم با محیط زندگی دانش آموزان بود که بر اساس مبانی نظری یادگیری معنادار، یادگیری زمینه محور و آموزش علوم مبتنی بر تجربه طراحی شد. این ابزار شامل ۳۰ گویه در پنج مولفه ارتباط محتوا با تجربه های روزمره، استفاده از موقعیت ها و مسائل واقعی، بهره گیری از محیط و فعالیت های عملی، فعال سازی تجربه و مشارکت دانش آموزان و کاربرد دانش علمی در موقعیت های واقعی بود. روایی محتوایی پرسشنامه توسط جمعی از متخصصان علوم تربیتی و آموزش علوم تایید شد و ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه ۰/۸۹ و برای مولفه ها بین ۰/۸۱ تا ۰/۸۷ به دست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب ابزار بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و از طریق شاخص های آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند. یافته ها نشان داد میانگین کل استفاده دبیران از استراتژی های پیونددهنده آموزش علوم با محیط زندگی دانش آموزان ۱۲۱/۰۴ از حداکثر ۱۵۰ بود که بیانگر سطح نسبتا مطلوب بهره گیری از این راهبردها است. در میان مولفه ها، ارتباط دادن محتوای کتاب با تجربه های روزمره دانش آموزان بالاترین میانگین (۲۵/۱۳) و فعال سازی تجربه و مشارکت دانش آموزان پایین ترین میانگین (۲۳/۳۷) را به خود اختصاص داد. همچنین نتایج همبستگی نشان داد بین تمامی مولفه های مورد بررسی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (۰۱/۰>P) و قوی ترین رابطه بین استفاده از موقعیت ها و مسائل واقعی و کاربرد دانش علمی در موقعیت های واقعی مشاهده شد (۷۱/۰=r). نتایج پژوهش نشان می دهد که دبیران در جهت معنادار کردن یادگیری علوم و ارتباط دادن مفاهیم علمی با زندگی واقعی دانش آموزان تلاش قابل توجهی دارند، اما برای افزایش مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری و فراهم کردن فرصت های بیشتر برای تجربه مستقیم و کاربرد عملی دانش علمی، نیاز به تقویت و توسعه راهبردهای آموزشی دانش آموزمحور احساس می شود. یافته های این پژوهش می تواند برای معلمان، مدیران مدارس، برنامه ریزان درسی و سیاست گذاران آموزشی در طراحی برنامه های توانمندسازی حرفه ای و ارتقای کیفیت آموزش علوم مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
بهارک حیدری
کارشناسی علوم تجربی،دبیر مقطع متوسطه اول