سوگ پنهان (بی حقوق) در بحران های هویتی و سلامت روان: مرور نظام مند شواهد و ارائه یک چارچوب مفهومی بالینی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HSPC26_162

تاریخ نمایه سازی: 31 شهریور 1405

چکیده مقاله:

سوگ پنهان یا بی حقوق (Disenfranchised Grief) به فقدان هایی اطلاق می شود که از سوی هنجارهای فرهنگی و اجتماعی به رسمیت شناخته نشده، مشروعیت نیافته یا امکان سوگواری علنی ندارند. در غیاب مناسک جمعی و حمایت بین فردی، این تجربه خاموش اغلب به بحران های هویتی عمیق، شرم درونی شده، سوگ پیچیده و اختلالات اضطرابی-خلقی منجر می شود. هدف این پژوهش، مرور نظام مند شواهد تجربی پیرامون ابعاد آسیب شناختی سوگ بی حقوق و تدوین یک چارچوب مفهومی کاربردی جهت راهنمایی مشاوران و روان درمانگران در اتاق درمان بود. این مطالعه با رویکرد مرور نظام مند و بر اساس راهنمای استاندارد PRISMA انجام شد. جستجوی جامع در پایگاه های داده معتبر بین المللی (PubMed، Scopus، Web of Science، PsycINFO) و پایگاه های ملی (SID، Magiran و Noormags) با کلیدواژه های سوگ پنهان، سوگ مبهم، بحران هویت، انگ اجتماعی و سلامت روان در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۶ صورت پذیرفت. پس از غربالگری اولیه و ارزیابی کیفیت مقالات بر اساس معیارهای ورود و خروج، مقالات مرتبط تحلیل و سنتز شدند. تحلیل شواهد نشان داد که سوگ پنهان عمدتا در چهار قلمرو اصلی بروز می یابد: ۱) فقدان های رابطه ای نامتعارف یا فاقد پذیرش اجتماعی، ۲) فقدان های غیرمرگی ناشی از تغییر نقش و بحران های هویتی (نظیر طلاق خاموش، ناباروری و از دست دادن عاملیت شغلی)، ۳) فقدان های همراه با انگ اجتماعی، و ۴) سوگ های ناشی از جابه جایی و گسست فرهنگی. بر اساس سنتز شواهد، یک مدل سه مرحله ای مداخله بالینی تدوین گردید که شامل: «مشروعیت بخشی و اعتباردهی به فقدان (Enfranchisement)»، «بازسازی معنا و انسجام روایت هویتی (Meaning Reconstruction)»، و «طراحی مناسک فردی سازی شده (Personalized Rituals)» است. سوگ پنهان به عنوان یک متغیر میانجی نادیده گرفته شده، نقشی کلیدی در عود علائم روانی و شکست مداخلات سنتی سوگ دارد. بهره گیری مشاوران از چارچوب مفهومی پیشنهادی این مطالعه، با رسمیت بخشی به رنج مراجع و تلفیق رویکردهای روایت درمانی و معناسازی، مسیر بهبودی روانی و بازیابی هویت فردی را در مراجعان تسهیل می کند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

پیمان پورعمویی

دانش آموخته کارشناسی ارشدرشته مشاوره خانواده،دانشگاه پیام نور،مرکزسمنان