برنامه ریزی آموزشی در عصر هوش مصنوعی؛ بررسی فرصت ها، چالش ها و الزامات استفاده از فناوری های هوشمند در طراحی و مدیریت برنامه های آموزشی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_2153
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی فرصت ها، چالش ها و الزامات به کارگیری فناوری های هوشمند و هوش مصنوعی در برنامه ریزی آموزشی انجام شده است. گسترش سریع فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی، از سامانه های تحلیل داده های آموزشی و یادگیری تطبیقی تا ابزارهای تولید محتوای آموزشی و سامانه های تصمیم یار، زمینه های جدیدی برای بازاندیشی در فرایند طراحی، اجرا، پایش و ارزیابی برنامه های آموزشی فراهم کرده است. در چنین شرایطی، برنامه ریزی آموزشی دیگر صرفا به تعیین اهداف، محتوا و زمان بندی محدود نبوده و نیازمند بهره گیری از داده های گسترده، تحلیل پیش بینانه و تصمیم گیری هوشمند است. روش: این پژوهش با رویکرد مروری تحلیلی انجام شده است. در این راستا، مطالعات، مقالات علمی، گزارش های پژوهشی و منابع معتبر مرتبط با هوش مصنوعی، فناوری های هوشمند، برنامه ریزی آموزشی، مدیریت آموزشی و طراحی برنامه های درسی بررسی و تحلیل شدند. یافته های مطالعات پیشین با تمرکز بر فرصت ها، چالش ها و الزامات اجرایی استفاده از هوش مصنوعی در فرایند برنامه ریزی آموزشی دسته بندی و مقایسه گردیدند. یافته ها: یافته های بررسی نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند از طریق تحلیل کلان داده های آموزشی، شناسایی نیازهای یادگیرندگان، پیش بینی عملکرد تحصیلی، شخصی سازی مسیرهای یادگیری، بهینه سازی تخصیص منابع، تسهیل طراحی و به روزرسانی محتوا و پشتیبانی از تصمیم گیری مدیران، کارآمدی برنامه ریزی آموزشی را افزایش دهد. همچنین فناوری های هوشمند می توانند با فراهم کردن اطلاعات لحظه ای درباره فرایند یادگیری، امکان پایش مستمر و اصلاح برنامه های آموزشی را فراهم کنند. با وجود این فرصت ها، چالش هایی همچون حفظ حریم خصوصی و امنیت داده های آموزشی، سوگیری الگوریتمی، کیفیت و قابلیت اعتماد داده ها، شکاف دیجیتال، وابستگی بیش از حد به فناوری، کاهش نقش قضاوت حرفه ای معلمان و مدیران، کمبود زیرساخت های فنی و مهارت های دیجیتال و ابهامات اخلاقی و حقوقی از موانع مهم محسوب می شوند. بنابراین، استفاده اثربخش از هوش مصنوعی مستلزم تدوین سیاست ها و چارچوب های اخلاقی، ارتقای سواد هوش مصنوعی معلمان و مدیران، ایجاد زیرساخت های مناسب، استانداردسازی داده ها و حفظ نقش انسان در تصمیم گیری های آموزشی است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، هوش مصنوعی می تواند برنامه ریزی آموزشی را از یک فرایند عمدتا سنتی و واکنشی به فرایندی داده محور، پویا، پیش بینانه و تا حدی شخصی سازی شده تبدیل کند؛ با این حال، تحقق این ظرفیت به معنای جایگزینی نیروی انسانی با فناوری نیست، بلکه مستلزم شکل گیری همکاری موثر میان متخصصان آموزشی و سامانه های هوشمند است. در نتیجه، موفقیت برنامه ریزی آموزشی در عصر هوش مصنوعی به استفاده هدفمند، مسئولانه، اخلاق مدار و انسان محور از فناوری های هوشمند وابسته است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
لادن نیک سیمایی
کارشناسی ارشد، برنامه ریزی آموزشی، آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران