تفاوت مبانی انسان شناختی و تاثیر آن بر شیوه تربیت فرزند در قرآن و عهد عتیق

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 31

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_2125

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تربیت فرزند در قرآن و عهد عتیق، صرفا مجموعه ای از توصیه های رفتاری درباره کودک نیست، بلکه بر تصوری خاص از انسان، سرشت او، ظرفیت هایش و غایت زندگی وی استوار است. مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که تفاوت در مبانی انسان شناختی قرآن و عهد عتیق چگونه بر تصویر کودک، نقش والدین و شیوه های تربیتی آنان تاثیر می گذارد. پژوهش با روش توصیفی _ تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده و پیکره متنی آن را آیات مرتبط با انسان و تربیت در قرآن کریم و گزیده ای از متون تربیتی و حکمی عهد عتیق تشکیل می دهد. داده ها با استفاده از منابع تفسیری، کلامی و تربیتی موجود در پژوهش پیشین تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که در قرآن، انسان با فطرت الهی، کرامت، ظرفیت تعقل و امکان رشد و هدایت معرفی می شود. بر این اساس، کودک موجودی برخوردار از ظرفیت تربیت پذیری است و نقش والدین بیش از آنکه صرفا اصلاح رفتار باشد، هدایت و شکوفاسازی ظرفیت های اوست. در عهد عتیق، در کنار کرامت آفرینشی انسان، روایت نافرمانی و ضرورت وفاداری به عهد و شریعت، جایگاهی برجسته دارد. ازاین رو، در بخش مهمی از متون تربیتی آن، آموزش فرمان، انتقال سنت، یادآوری و تادیب اهمیت بیشتری می یابد. بااین حال، محبت والدین، الگو بودن آنان و آموزش مستمر از عناصر مشترک دو سنت است. نتیجه آنکه تفاوت در شیوه تربیتی را نمی توان صرفا به تفاوت در توصیه های رفتاری فروکاست؛ بلکه این تفاوت تا حد زیادی از تفاوت در تصویر انسان و غایت تربیت ناشی می شود.

نویسندگان

یگانه قلی زاده مقدم

طلبه سطح سه تفسیر و علوم قرآن، مدرسه علمیه حضرت خدیجه(س) واحد تحصیلات تکمیلی، حوزه علمیه خراسان، مشهد، ایران(نویسندهمسئول)

مهدی قاسمی

دکترای مطالعات تطبیقی اسلام و ادیان